خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

حکايت خاتمی و بهنود و سروش

چندی پيش نوشته بودم که هنوز خاتمی را دوست دارم و البته اين به اين مفهوم نيست که همه کارهايش را تاييد ميکنم . ولی ميدانم آنچه که اغلب ايرانيان خارج از کشور ادعا ميکنند هم نيست . به ويژه مطمئن هستم که نسبت هايی که تلويزيون لس آنجلسی به او ميدهند ناروا است .
باز گفته بودم که مسعود بهنود نيز در نظرم بسيار محترم است و بسيار دوستش ميدارم .
دکتر سروش هم که برايم هميشه با خاطره حمله انصار به سخنرانی هايش همراه است و باز کردن ذهنم به روی دنيايی که در آن ميتوان گونه ای ديگر انديشيد و گونه ای ديگر به دين نگاه کرد .
چندی پيش تقريبا به طور همزمان دکتر سروش و مسعود بهنود به خاتمی نامه نوشته بودند (که همينجا لينک داده بودم ) حالا نظر بهنود را درباره نامه سروش بخوانيد .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۳۱
تگ ها :


نطق پيش از دستور

متن كامل نطق پيش از دستور محسن آرمين در جلسه‌ي علني روز 29 تيرماه مجلس شوراي اسلامي ( قتل زهرا کاظمي و نقش قاضي مرتضوي ) :

چرا علي‌رغم وجود قضات با تجربه و شريف در قوه‌ي قضاييه، جواني كه سابقه‌اي در انقلاب ندارد، و احكامش در دوران قضاوت تقريبا بدون استثناء نقض شده بايد به چنين مقامي منصوب شود؟

در پايان عرض مي‌كنم قاضي مرتضوي به دلايلي كه ذكر شد عادل نيست و تصميمات و احكامش درباره‌ي اشخاص فاقد اعتبار و غيرقانوني است.


  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۳۱
تگ ها :


نقل قولی از ارباب حلقه ها

فارامير : « جنگ بايد تا زمانی بپايد که ما از جان خود در برابر ويرانی دفاع ميکنيم ؛ اما من شمشير درخشان را به سبب تيز بودنش دوست ندارم، و چوبه تير را از آن سبب که تيز ميرود، يا جنگجو را به سبب آوازه اش. تنها چيزی را دوست دارم که به دفاع از آن مشغولند : شهر آدميان نومه نور؛ و آن را دوست ميدارم برای خودش، قدمتش، زيبايی اش، و حکمت فعلی اش . هيچ هراسی ندارم، جز از آن گونه که پيران و خردمندان از باختن شرف خود دارند . »


از کتاب ارباب حلقه ها، جلد دوم ( دو برج ) اثر جی . آر . آر تالکين .



از ديدی که نسبت به جنگ داشت خوشم آمد گفتم شما را هم شريک کنم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۳٠
تگ ها :


فتح باغ

آن كلاغي كه پريد
از فراز سر ما
و فرو رفت در انديشه آشفته ابري ولگرد
و صدايش همچون نيزه كوتاهي ، پهناي افق را پيمود
خبر ما را با خود خواهد برد به شهر



همه ميدانند
همه ميدانند
كه من و تو از آن روزنه سرد عبوس
باغ را ديديم
و از آن شاخه بازيگر دور از دست
سيب را چيديم


همه ميترسند
همه ميترسند اما من و تو
به چراغ و آب و آينه پيوستيم
و نترسيديم


سخن از پيوند سست دو نام
و هماغوشي در اوراق كهنه يك دفتر نيست
سخن از گيسوي خوشبخت منست
باشقايق هاي سوخته بوسه تو


و صميميت تن هامان ، در طراري
و درخشيدن عريانيمان
مثل فلس ماهي ها در آب
سخن از زندگي نقره اي آوازيست
كه سحرگاهان فواره كوچك ميخواند


ما در آن جنگل سبز سيال
شبي از خرگوشان وحشي
و در آن درياي مضطرب خونسرد
از صدف هاي پر از مرواريد
و در آن كوه غريب فاتح
از عقابان جوان پرسيديم
كه چه بايد كرد ؟


همه ميدانند
همه ميدانند
ما به خواب سرد و ساكت سيمرغان ره يافته ايم
ما حقيقت را در باغچه پيدا كرديم
در نگاه شرم آگين گلي گمنام
و بقا را در يك لحظه نا محدود
كه دو خورشيد به هم خيره شدند


سخن از پچ پچ ترساني در ظلمت نيست
سخن از روزست و پنجره هاي باز
و هواي تازه
و اجاقي كه در آن اشيا بيهده ميسوزند
و زميني كه ز كشتي ديگر بارور است
و تولد و تكامل و غرور
سخن از دستان عاشق ماست
كه پلي از پيغام عطر و نور و نسيم
بر فراز شبها ساخته اند


به چمنزار بيا
به چمنزار بزرگ
و صدايم كن از پشت نفس هاي گل ابريشم
همچنان آهو كه جفتش را


پرده ها از بغضي پنهاني سرشارند
و كبوترهاي معصوم
از بلندي هاي برج سپيد خود
به زمين مينگرند


فروغ فرخزاد

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢٩
تگ ها :


کوهنوردی

تصميم گرفته ام کوهنوردی را دوباره شروع کنم .
آنقدر کوه نرفته ام که وقتی عکسهايم را ميبينم باورم نميشود اين من باشم با کوله پشتی ۱۰ کيلويی در ارتفاعی بيش از ۴۰۰۰متر . ولی ميخواهم دوباره شروع کنم . همين تصميم کلی خوشحالم ميکند . من دوباره صعود خواهم کرد !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢۸
تگ ها :


خبرنگار ايرانی نما !

به گفته وي ( آقای محمد حسين خوشوقت، مديرکل مطبوعات خارجي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران ) : به دليل اينکه خانم کاظمي داراي تابعيت ايراني بوده و با گذرنامه ايراني به کشورش سفر کرده بوده با او همچون خبرنگاري ايراني رفتار شده .
آدم چی بگه انگار اگر خبرنگار ايرانی بميره اشکالی نداره ( خودمونيم يکی پيدا شد صادقانه گفت جان ايرانی ها ارزش ندارد . )

در ضمن اين هم داشته باشيد : پيكر «زهرا كاظمي» خبرنگار كانادايي‌ ايراني‌الاصل كه اوايل هفته جاري در بيمارستان بقيه‌الله سپاه درگذشت، يكشنبه شب به شكل مخفيانه‌اي به خاك سپرده شده است.

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢٥
تگ ها :


ايران يا ايتاليا ؟ !!!‌ ؟

من شنيده بودم که ايران و ايتاليا خيلی به هم شبيه هستند ولی فکر نميکردم اينقدر

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢٤
تگ ها :


خودشيرينی انترنتی !

به پارس آنلاين گفتن برو کلاه بيار سر آورد . يادش بخير يه موقعی اين پارس آنلاين خوب چيزی بود حالا هر روز بدتر ميشه .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢۳
تگ ها :


اخطار

من ديروز از رئيسم يک اخطار دريافت کردم مبنی بر اينکه از اينترنت زياد استفاده ميکنم . بنابراين تا اطلاع ثانوی ( که کامپيوترم را که به دوستم قرض داده ام پس بگيرم ) ناچارم رعايت قلب رئيسم را بکنم چون همه مبدانند من چقدر به رئيسم علاقمندم ! ( اگر پينوکيو بودم دماغم صفحه مونيتور را شکسته بود )

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢٢
تگ ها :


سلسله نامه ها

و دکتر سروش هم نامه مينگارد : و اگر آنچه در اين وطن بنام ولايت می رود استبداد نيست ، باری از خواجگان ولايت مدار بخواهيد تا خود تعريفی از استبداد بدست دهند و در جرايد نشر کنند و مجال نقد را بگشايند .

نامه زيبايی است با نثر هميشگی دکتر کسی که سخنرانی اش اولين جايی بود که من با انصار حزب الله آشنا شدم ! اما نميدانم تاثير آن چه خواهد بود .


و مسعود بهنود هم نامه مينويسد : به شما می نويسم نه به اين خيال که کاری می توانيد کرد بل از آن رو که شما را نماينده رای خود و رای بيست ميليون ايرانی می دانم.

نميدانم اين روح شعر دوست ايرانی است که نامه های اعتراض را اينقدر زيبا ميکند . يا نگارندگان اين نامه ها از روح زيبای خود اثری در اين نامه ها گذاشته اند . ولی بخوانيد و مقايسه کنيد با سخنرانی بعضی ها آن وقت ببينيد که قدرت چقدر بد سليقه است و چقدر از زيبايی بيزار است .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢۱
تگ ها :


 

از سه شنبه بعد از ظهر ما کامپيوتر مون رو به يکی از دوستامون قرض داديم من هم از همون موقع نيامدم سرکار بنابراين به کامپيوتر دسترسی نداشتم چه رسد به اينترنت .
سعی ميکنم دوباره شروع کنم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢۱
تگ ها :


و لاله هم .....

و لاله هم .....
لاله جدايی را تاب نياورد .
و باز لاله و لادن بهم پيوستند .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٧
تگ ها :


اين بار فقط لاله

حتی نميدانم چه آرزويی بکنم . سلامت برای لاله ؟ يا پيوستن به لادن ؟ بعد از ۲۹ سال جدايی غم انگيزی شد . نميدانم لاله چگونه به زندگی ادامه خواهد داد .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٧
تگ ها :


۱۸ تير فرداست

در مملکت اسلامی ما ميتوان هلال ماه شوال را يک روز زودتر يا ديرتر ديد و در نتيجه عيد فطر را جابجا کرد . در همين مملکت اسلامی ما مراسم شب چهارشنبه سوری را ميتوان يک هفته زودتر برگزار کرد تا با ايام سوگواری سرور و سالار شهيدان مقارن نشود ولی آيا ميشود سالگرد وحشی گری بعضی از همان ها که نماز عيد فطر را هر وقت صدا وسيما اعلام کند ميخوانند ، و خود را وارث سرور و سالار شهيدان ميدانند . را يک روز زودتر اجرا کرد تا .....
حتی اگر هيچ مراسمی در سالگرد ۱۸ تير برگزار نشود اين لکه ننگ هميشه بر دامان حکومت جمهوری اسلامی خواهد ماند . آنچنان که شاه سابق ايران ننگ کشتار ۱۷ شهريور را نتوانست هرگز از دامانش پاک کند . هيچ نيرويی در جهان اتفاقی که افتاده را عوض نخواهد کرد .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٧
تگ ها :


 

وقتی گاردين از زنان ايران گزارش تهيه ميکند :زنان جوان در اينترنت نيز خشم خود را بدون نام و نشان مطرح مي‌كنند واز قوانين تحقيرآميزشاكي اند......خانم عبادي مي‌گويد: مي‌گويند مدرنيته در خيابان به دنيا آمد پس وقتي كه زني به خيابان‌ها راه پيدا كند ديگر نخواهد توانست سنتي باشد.

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٧
تگ ها :


نامه ، نامه ،‌ باز هم نامه

بخشی از نامه دفتر تحکيم وحدت به دبير کل سازمان ملل متحد : امروز که براي نوشتن اين دردنامه به کتاب حقوق بشر مراجعه نموديم تا مفاد آن را که قريب به تمامي آنها توسط حاکمان زير پا گذاشته مي شوند را مرور نمائيم، نام يکي از بزرگترين قربانيان عدم رعايت اين اصول _مرحوم محمد جعفر پوينده_ را که به عنوان مترجم بر تارک اين کتاب مي درخشيد مشاهده نموديم. کسي که متاسفانه به دست جلادان خشونت دولتي فجيعانه و بي رحمانه به قتل رسيد.


متن كامل نامه دفتر تحكيم وحدت به دبير کل محترم سازمان ملل متحد


  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٦
تگ ها :


باز هم لاله و لادن

چون ديروز درباره جراحی لاله و لادن بيژنی نوشته بودم ، لازم ديدم عنوان کنم که درخواست کمک کميته امداد ربطی به خانواده آنها ندارد و خانواده بيژنی از اين عمل ناراضی هستند . اگر ميخواهيد کمک کنيد شماره حساب لاله و لادن اينجا هست .
کاسه گدايی کميته امداد انگار پرشدنی نيست . خودمان بايد حواسمان را جمع کنيم و اجازه سو استفاده ندهيم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٦
تگ ها :


جدايی بعد از ۲۹ سال

فکر کن دو انسان با دو شيوه زندگی با دو ديدگاه متفاوت به زندگی ۲۹ سال از سر بهم چسبيده باشند . فکر کن دو خواهر هرگز نتوانسته باشند از روبرو به هم نگاه کنند . اگر ۳ روز قبل از ۱۸ تير جايی به جز سياست در ذهنتان هست که بتواند به لاله و لادن فکر کند ، اينجا را ببينيد .
آنها امروز بعد از ۲۹ سال از هم جدا خواهند شد و هر اتفاقی ميتواند برايشان رخ بدهد . نتيجه عمل جراحی چيزی خواهد بود بين مرگ يک يا هر دو نفرشان و يا سلامت کامل هر دو پس از جدا شدنشان .
آنها خواسته اند که برايشان دعا کنيم ، من به دعا اعتقاد دارم پس برايشان دعا ميکنم ، شما هم......... خود دانيد .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٥
تگ ها :


۱۸ تير نزديک است

۱۸ تير نزديک است .
من هيچ نظر بخصوصی ندارم که دقيقا بايد در سالگرد فاجعه ۱۸ تير چه کرد . چون آگاهی های سياسی ام آنقدر نيست که به خودم اجازه بدهم اظهار نظر کنم . ولی يک چيز را ميدانم و به آن اعتقاد دارم . ما خيلی کم آگاهيم و متاسفانه اين کمبود آگاهی را جدی نميگيريم . همين هم باعث ميشود که کمتر از آنچه که تلاش ميکنيم نتيجه بگيريم و درجه خطر کردن در اقداماتمان بالا برود .
خيلی از کسانی که الان دانشجو هستند وقتی وقايع ۱۸ تير رخ ميداد دبيرستانی بودند و حالا متاسفانه حتی از وقايع ۴ سال پيش برداشت روشنی ندارند . چه شد که آن روزهای پر تب وتاب با يک راهپيمايی به ظاهر مردمی پايان گرفت و چه شد که همه ماجرا با دزدی يک ريشتراش برابر شد . خيلی از کسانی که الان برای بزرگداشت ۱۸ تير فعاليت ميکنند . از وقايع ۴ سال پيش بيخبرند . همانگونه که وقتی ما دانشجو بوديم خيلی از وقايع تاريخ معاصر کشورمان را نميدانستيم .
من باور دارم تا زمانی که در دور باطل کمبود آگاهی ، عمل بدون پشتوانه فکری ، پرداخت هزينه اين رفتار ها ، سرکوب ، هدر رفتن هزينه های پرداخت شده و باز عمل بدون آگاهی ، گرفتاريم کاری از پيش نميبريم و اگر ظاهرا هم تغييراتی را ببينيم در نهايت به آنچه به آن نياز داريم نخواهيم رسيد . به نظر من ما تنها يک راه پيش رو داريم که اين چرخه بيمار را بشکنيم و آن افزايش آگاهی های تاريخی، سياسی و... است . به يک جامعه آگاه نميتوان زور گفت و يک جامعه نا آگاه را به هر بهانه ای ميتوان بازی داد .
راستی يادتان هست دقيقا ۱۸ تير ۷۸ چه شد اگر شما هم مثل من حافظه ضعيفی داريد . اينجا و اينجا ميتوانيد مرور سريعی بکنيد بر آن وقايع . البته ظاهرا اين يادداشتها ادامه دارد .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٥
تگ ها :


 

خيلی دوست دارم يک چيزی بنويسم . ولی حرفی برای گفتن ندارم .
ببخشيد اگه ميان اينجا سر بزنيد و چيزی دستتون رو نميگيره . سعی ميکنم بيشتر بخونم که حرفی برای نوشتن در اينجا پيدا کنم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٤
تگ ها :


يک خبر باور نکردنی

من نميتونم اين خبر رو باور کنم . روز روشن ، جلو چشم بقيه آدم بکشی ، بعد هم به جنايتت افتخار کنی ؟ جای سعيد حنايی خالی . سعيد آسوده بخواب زنان روبنده دار قم بيدارند . از تو هم جلوترند .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱۱
تگ ها :


آرايشگاه

چند روز پيش رفته بودم آرايشگاه . ( همان جايی که برای عروسی هم رفته بودم ) دختری مشغول ديدن عکس عروسهای آرايشگاه بود که رسيد به عکس من و گفت : واه ! واه ! چه عروس بيريختی .
من از شدت خنده نميدانستم چه کار کنم تا اينکه بعد از چند لحظه فهميد که آن عروس بيريخت منم . و شروع کرد به رفع و رجوع کردن حرفش ولی من در جوابش فقط ميتوانستم بخندم:يعنی منظورم اينه که تاجتون قشنگ نبوده ، چقدر لباستون شيک بوده من از اين رنگ کرم پودرتون خيلی خوشم مياد و......
توقع داشت من ناراحت بشوم ولی وقتی تونستم حرف بزنم گفتم : هرکسی سليقه ای داره . خوب تو خوشت نيومده اشکالی نداره .
ولی تا زمانی که من آنجا بودم سعی کرد آن يک جمله کذايی را جبران کند . راستش دلم براش سوخت فقط بدشانس بود که من حرفش رو شنيدم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٠
تگ ها :


صدای طبيعت

براي من در گذشته طبيعت يك تابلو بود كه فقط از ديدنش لذت ميبردم .
ولي به تازگي پي برده ام صداي طبيعت آنچنان تاثير آرامش بخشي بر من دارد كه با هيچ چيز ديگري قابل مقايسه نيست .
صداي رودخانه صداي پيچيدن باد لابلاي برگهاي درختان و يا حتي سكوت بي انتها و خدشه ناپذير دشت و كوهستان ذهنم را از هر فكر مزاحم و ناراحت كننده اي به خوبي خالي ميكند و انرژي زيادي نصيبم ميكند .
نظرتون چيه درباره بو کشيدن طبيعت ، لمس کردن طبيعت و يا حتی چشيدن طبيعت .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٩
تگ ها :


آجيل

يک دليل خوب برای خوردن آجيل

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۸
تگ ها :


حسرت گذشته

شايد برای کسانی که اجبار در لباس پوشيدن را تجربه نکرده اند خنده دار باشد ولی من به بچه های دبستانی که ميتوانند رنگهای شاد برای کيف و کفششان انتخاب کنند حسودی ميکنم . البته خودم ميدانم که تنها نيستم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۸
تگ ها :


اعتراض

از جايی شنيدم که بعضی وبلاگ ها در پرشين بلاگ بسته شده اند . من فکر ميکنم تا جايی که به کسی توهين نشود ، بايد هر کس آزادانه حرفهايش را بزند و همه بتوانند انتخاب کنند ، آن زمان است که انتخاب معنا و ارزش پيدا ميکند .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٧
تگ ها :


مراقبت اينترنتی از پوست !

اگه مثل من برای مراجعه به پزشک به ويژه پزشک متخصص پوست تنبل هستيد ، در عين حال هم ميخواهيد پوست بهتری داشته باشيد . اين هم يک روش است .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٧
تگ ها :


دشنام

نظر شما درباره دشنام دادن چيه ؟
به نظر شما اگر کسی نخواهد اين الفاظ را بشنود ، ولی هر روز موقع بحث و جدل بقيه مجبور به شنيدن اين دشنام ها باشد بايد چه کند .
خوب اين هم يه نظر در اين باره .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٧
تگ ها :


جديدترين شاهکار پست

لابد خبر دارين که پويا تصميم گرفته بره سربازی . باز لابد خبر دارين که تحويل دفترچه های نظام وظيفه به عهده پست است و باز حتما خبر دارين که اعزام سربازها يی که مدرک کارشناسی دارند دوم ماههای زوج است ( ۲ارديبهشت ، ۲ تير ، ۲ شهريور .....) پويا بيش از ۱۰ روز قبل مدارکش را پست کرد و منتظر دريافت دفترچه از طريق پست بود . وقتی ديديم تا اول تير دفترچه به دستش نرسيد گفتيم که حتما ۲ شهريور اعزام ميشود . ولی کور خوانده بوديم چون ظهر روز ۲تير ماموران زحمتکش پست دفترچه پويا را تحويل همسايه ما دادند ( چون ما هر دو سرکار بوديم ) و جالب اينکه در اين دفترچه از پويا خواسته شده که صبح روز دوشنبه ۲ تير خودش را به حوزه نظام وظيفه معرفی کند

زياده عرضی نيست . جز اينکه ما هر چه ميکشيم زير سر امريکا جنايتکار است و همه مشکلات ما هم نتيجه توطئه شيطان بزرگ است .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٤
تگ ها :


ابراهيم نبوی

ابراهيم نبوی به غير از نامه نوشتن برای رئيس جمهور و رهبر و احتمالا دوستان و آشنايان کارهای بامزه ديگه ای هم بلده .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۳
تگ ها :


جبهه مشارکت و مسائل زنان

به نظر ميرسه که بالاخره جبهه مشارکت هم به اين نتيجه رسيده که وقت پرداختن به مسائل زنان است . اينو بخونيد .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۳
تگ ها :


خشونت ، تصويری که جهان از ايران ميبيند .

مسعود بهنود : کاش در دلم ذره ای عقل بودی و در سرم ذره ای عشق. اين را به ساليان برای خود خواسته ام و اينک به يادش می آورم به زمانی که اگر نماندم و از من يادی ماند، و کلمه ماند که می ماند، اين را همچون دعائی برای مردم وطنم طلب کرده باشم .


  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱
تگ ها :