خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

ديروز روز مادر بود . رفته بودم ديدن مادرم . ولي اين ديدار باعث شد كه كلي غمگين شدم .
چون فهميدم كه بيماري قلبي مادرم خيلي جدي تر از اونيه كه من فكر ميكردم . از ديشب تا حالا يك لحظه هم از فكر بيماري مادرم بيرون نيامده ام . اينكه هيچ كاري از دستم برنمياد بيشتر ناراحتم ميكنه . اونچه كه نگران تر و ناراحت ترم ميكنه اينه كه مادرم و برادرم اصلا با هم سازش ندارن و مدام با هم بحث و جدل دارن و اين باعث ميشه كه فشار خون مادرم ثبات نداشته باشه و اين اوضاع رو خطرناك تر ميكنه . اگه منصف باشم بايد بگم كه در اين بحث و جدل ها مادرم بي تقصير نيست و در نتيجه زياد هم نميشه از برادرم توقع داشت كه اين درگيري هارو كم كنه . مشكل اينجاست كه هيچكدوم نميخوان سهم خودشون رو بپذيرن و من اين وسط بين آدمهايي كه خيلي دوسشون دارم گير كردم ونميدونم بايد چه كنم .

ولي ديشب وقتي برگشتم خونه و براي پويا از نگراني هام گفتم دوباره برام اون آغوش بي پرسشي شد كه بهش نياز داشتم . اگر پويا رو نداشتم اين وضع برام قابل تحمل نبود .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢٩
تگ ها :


۲۸ مرداد

خوب روز مادر مبارک !
سالروز کودتای ۲۸ مرداد .... چی بگم ؟ مبارک که نه ياد و خاطره تمام بزرگان اون دوره ، گرامی !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢۸
تگ ها :


دادگاه رسيدگی به اتهامات سعيد عسگر،

دادگاه رسيدگی به اتهامات سعيد عسگر :
سعيد عسگر با اشاره به اينکه پرونده اش شاکی ندارد و با غيرقانونی خواندن بازداشت خود اعلام کرد که عليه قاضی ای که برايش قرار بازداشت صادرکرده شکايت خواهد کرد.
يکی از نقايصی که درمورد پرونده سعيد عسگر اعلام شد اين بود که با اينکه او در ارتباط با ترور سعيد حجاريان از دادگاه محکوميت قطعی دريافت کرده بود در کيفرخواست او قيد شده که فاقد پيشينه کيفری است

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢٧
تگ ها :


من برگشتم ....

من برگشتم . و سالمم !
از خوزستان :
سرزمين نفت و نخل و نيشكر .
سرزمين خليج فارس و كارون و دز .
سرزمين آفتاب و گرما و شرجي .
سرزمين قليه و باميه و ادويه .
سرزمين ماهي و ميگو و سمبوسه .

راستی ميدونستين :
که دو تا شهر به اسمهای ويس و رامين نزديک اهواز هست که نيروگاه رامين اهواز هم تو همين منطقه قرار گرفته ؟
که اولين چاه نفت خاور ميانه داخل شهر مسجد سليمان ( يا اونجور که مردم شهر ترجيح ميدن M.I.S) است ؟
كه ساعت 5 صبح درجه حرارت منطقه به حدود 35 درجه سانتيگراد ميرسه و ساعت 8 صبح به 42 درجه ؟ و اين در حاليست كه دماي تهران ساعت 4 بعد از ظهر به 40 درجه ميرسه .
كه جايي توي جاده اهواز هست به نام سه راه خرمشهر كه اونجا ماشينهايي هست كه راننده هاش داد ميزنن : كربلا نجف كاظمين بيا بالا !
كه در زمان ساسانيان در جايي كه الان شهر شوشتر قرار داره ديواره هاي كوه رو كنده بودن تا آب كارون با فشار زياد بيرون بريزه و آسياب ها رو به حركت در بياره ؟ كه اين آبشار هاي دست ساز هنوز هم وجود دارند .

خوب من همه اينها رو ديدم . دلتون هم بسوزه چون نپختم !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢٦
تگ ها :


من مسافرم !

دارم ميرم اهواز (ميخوام گرمترين روزهاي سال رو برم يكي از گرمترين جاهاي ايران ) به احتمال زياد تا آخر اين هفته به اينترنت دسترسي ندارم .
اين چند روز رو مهمون دو تا دوست خوب خواهيم بود كه از حالا كلي برامون برنامه ريزي كردن در نتيجه مطمئنم كه خوش ميگذره البته اگر قبل از شروع برنامه ها نپزيم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱٩
تگ ها :


چرا در اعتراض شرکت نکردم !

متاسفانه کارت اينترنتی که روزهای ۵شنبه و جمعه استفاده ميکردم باعث ميشد که به پرشين بلاگ دسترسی نداشته باشم . بنابراين نتونستم عکس مورد نظر رو اينجا بگذارم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱۸
تگ ها :


وبلاگ ۱۷ مرداد

وبلاگ ۱۷ مرداد راه اندازي شده اگه براي اعتراض صنفي پيشنهادي دارين برين و نظر بدين .
من با اينكه يك عكس مشترك بگذاريم موافقم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱٤
تگ ها :


توضيح دکتر سروش

وقتی در اين دنيا زشت پسند زيادی زيبا بنويسی بايد منتظر باشی که حرفهايت را نقهمند در نتيجه مجبور ميشوی درباره نوشته ها و گفته هايت توضيح بدهی : آقای سروش با اشاره به اينکه کسانی از دوستان از نامه او "ترغيب به استعفا را استشمام کردند"، توضيح می دهد که : " اگر در آن نامه پيامی بود اين بود که خاتمی با اعتراض بماند نه اينکه به اعتراض برود."
اصل خبر

راستی من امروز گويا را نميتوانم باز کنم باز فيلتر بازيه ؟ يا اکانت من اشکال داره .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱۳
تگ ها :


تعطيلات خود را چگونه گذرانديد !

بکی از اتفاقات خوب اين تعطيلات اين بود که بعد از مدتها رفتيم کوه . پنجشنبه حدود ساعت ۱۰ شب از ميدان سربند به سمت منطقه بند يخچال حرکت کرديم ، و بعد از اينکه يکبار راه رو گم کرديم و دوباره پيدا کرديم رسيديم پای سنگ آلبرت . حدود ۲ صبح خوابيديم ، ۸:۳۰ صبح جمعه از خواب بيدار شديم و حرکت کرديم . کافه عباد يک صبحانه مفصل خورديم که خيلی خيلی چسبيد . حدود ۱۲ ظهر هم خونه بوديم . گرچه به قول کوهنورد ها برنامه تلپی بود ولی برای شروع خوب بود اميدوارم که بتونيم ادامه بديم . خدا ميدونه که چقدر خاطره برام زنده شد و چقدر دلم برای دوستانی که قبلا با هم ميرفتيم کوه تنگ شد .


جمعه بعد از ظهر هم رفتيم خونه دو تا دوست خوب که تازه با هم همخونه شدن ( جای بعضی ها که خودشون ميدونن خيلی خالی بود ) کلی حرفهای خوب زديم و تصميمات خوب گرفتيم که اميدوارم مفيد باشه .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱٢
تگ ها :


هری پاتر ، ارباب حلقه ها و ساير قضايا

روز پنج شنبه من و پويا کتابهای هری پاتر و محفل ققنوس(جلد اول ) و همچنين کتاب بازگشت شاه را خريديم . و من در حال حاضر هری پاتر را تمام کرده ام و بازگشت شاه را شروع کرده ام و پويا برعکس .


ايران بعد از ويتنام دومين کشوری است که جلد پنجم سری کتابهای هری پاتر را بدون پرداخت حق کپی رايت چاپ ميکند . به قول يکی از همکارانم : ما که چيزی نداريم که به خاطرش کپی رايت دريافت کنيم ، پس حداقل از مزايای پرداخت نکردن کپی رايت استفاده کنيم

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱۱
تگ ها :


افق روشن

آخرين جمله يادداشت قبل من را به ياد اين شعر شاملو انداخت :

افق روشن
روزی ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد
و مهربانی دست زيبايی را خواهد گرفت.
روزی كه كمترين سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری ست .
روزی كه ديگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه ايست
و قلب
برای زندگی بس است.
روزی كه معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردی .
روزی كه آهنگ هر حرف ، زندگی ست
تا من به خاطر آخرين شعر رنج جستجوی قافيه نبرم.
روزی كه هر حرف ترانه ايست
تا كمترين سرود بوسه باشد .
روزی كه تو بيايی ، برای هميشه بيايی
و مهربانی با زيبايی يكسان شود .
روزی كه ما دوباره برای كبوترهايمان دانه بريزيم...
و من آنروز را انتظار می كشم
حتی روزی
كه ديگر
نباشم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٩
تگ ها :


صدام ...

به نظر ميرسد صدام هر روز به پايان نزديکتر ميشود . يکی از کسانی که کودکی من را و خيلی ديگر را به آتش و خون و ترس آميخت در گوشه ای از دنيا مخفی شده و با اصطلاحاتی مثل جهاد و شهادت سعی ميکند پايانش را طولانی تر کند .
چرا ديکتاتور ها باور نميکنند که روزی به پايان خواهند رسيد . چرا حتی اين ذره شجاعت را ندارند که روزهای آخر عمرشان را به يک طنز تلخ تبديل نکنند ؟
در تمام کودکي ام که در جنگ گذشت باورم نميشد روزی بدون جنگ را ببينم و ديدم . هرگز تصور نميکردم خواری صدام را ببينم و ديدم . آيا آنچه را که حالا آرزو ميکنم را خواهم ديد ؟ روزی بدون ..... روزی با .....خواری .... روزی که بدون ترس جاهای خالی را با کلمات مناسب پر کنم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۸
تگ ها :


يك اعتراض صنفي الكترونيكي

از اخبار خراسان :چند وقتي است كه از سوي شركت مخابرات عده اي خودسرانه اقدام به ايجاد محدوديتهايي براي وبلاگهاي پرشين بلاگ و بلاگ اسپات ميكنند و هيچ كس نيز در قبال اين اعمال خودسرانه پاسخگو نيست وبلاگها به عنوان پديده اي جديد و رهاورد عصر الكترونيك شناخته مي شوند كه هنوز در كشور ما هيچ پايگاه ومرجعي را براي رسيدگي به مشكلات صنفي خود بوجود نياورده اند لذا به نظر ميرسد كه به جز خود آنها هيچ كس نمي تواند زبان رسايي براي بيان اعتراضات آنها باشد.

لذا من به عنوان يك وبلاگ نويس از همه وبلاگ نويسان ايراني دعوت مي كنم در يك اعتراض صرفا صنفي نا رضايتي خود را از ايجاد محدوديتهاي بدون قاعده اعلام كنيم.همين ابتدا اعلام كنم كه اين اعتراص يك حركت كاملا صنفي براي دفاع از حقوق وبلاگهاست نه بيشتر و نه كمتر. لذا پيشنهاد مي كنم در اعتراض به اين امر همه وبلاگ نويسان روز جمعه 17 مردادماه 82 ( روز خبرنگار ) كه بناست خبرنگاران مطبوعات قلمهاي خود را به زمين گذارند در همراهي آنها از بروز كردن وبلاگ خود خودداري ورزيم تا با اين اقدام عملا اعتراض خود را اعلام كنيم.



از همه كساني كه حاضرند با من در اين حركت همراه شوند دعوت مي شود يا اين متن و يا لينك آنرا در وبلاگ خود قرار دهند

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٧
تگ ها :


تمرين رقص اسپانيايی دونفره

من ديروز رفتم اولين جلسه كلاس رقص اسپانيايي . جاتون خالي خيلي بهم خوش گذشت . جالبترين قسمت كلاس اين بود كه موقع تمرين يك رقص دونفره خانمهاي حاضر در كلاس به ترتيب نقش مرد و زن را بازي ميكردند . كلي همه با هم به اين وضعيت خنديديم .
خلاصه اينکه به زودي من خودم كلاس تشكيل خواهم داد و هنرجو ميپذيرم بشتابيد که غفلت موجب پشيمانی است

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٦
تگ ها :


 

آري آغاز دوست داشتن است
گرچه پايان راه ناپيداست
من به پايان دگر نينديشم
كه همين دوست داشتن زيباست

فروغ فرخزاد




پ . ن : اينو نوشتم که چيزی نوشته باشم ، باز حرفی برای گفتن نداشتم زدم تو خط شعر !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٥
تگ ها :


خانه ای که دوباره دوست داشتنی شد .

چند روزي بود كه احساس ميكردم از خونمون خسته شدم و دوست دارم كه خونه رو عوض كنيم ولي چون به تازگي قرارداد اجاره رو تمديد كرده بوديم بايد تاخرداد سال آينده صبر ميكردم
با يكي از دوستانم كه معماري خونده مشورت كردم . اون پيشنهاد كرد كه دكوراسيون خونه رو عوض كنم تا كمي تنوع باشه ولي هرچه با هم فكر كرديم روش بهتري براي چيدن وسايل خونه پيدا نكرديم .
قضيه رو داشتم فراموش ميكردم تا اينكه اين هفته به بهانه اينكه چندتا از دوستانم بعد از مدتها قرار بود بيايند پيش ما تصميم گرفتم خونه رو تميز كنم :تمام خونه رو گردگيري كردم ، كتابهايي كه در تمام خونه پخش شده بود رو توي كتابخانه جابجا كردم ، خونه رو جارو زدم ، پويا هم تمام ظرفهاي كثيفي كه جمع شده بود رو شست ، گاز را هم پس از سالها كه تبديل شده بود
به مجموعه اي از تمام غذا هايي كه اين مدت خورده بوديم تميز كردم و در نهايت كف آشپزخونه رو هم شستم .
وقتي همه كارها تمام شد حس كردم دوباره مثل قبل خونه رو دوست دارم . مسئله خيلي ساده بود خونه كثيف و بهم ريخته شده بود .
حالا من هي به دوستام ميگم زودبه زود بياييد خونه ما گوش نميدن .


پ . ن . : راستی ميشه اونايی که ناچار ميشن از ايران برن خونه شون دوباره دوست داشتنی بشه ؟ شايد يه کم گردگيری احتياج داشته باشه .


  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٤
تگ ها :


۳ سال از خاموشی شاملو گذشت .

همه

      لرزش دست و دلم

                              از آن بود

که عشق

            پناهی گردد ،

پروازی نه

گريزگاهی گردد.

-----------------------------

 

به چرک مينشيند

                     خنده

به نوار زخمبنديش ار

                            ببندی .

رهايش کن

رهايش کن

              اگر چند

 قيلوله ديو

            آشفته ميشود .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۳:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢
تگ ها :


وظايف جديد دادستان تهران

سيد ابراهيم نبوي :با توجه به ضرورت بررسي نقش شخصيت در تاريخ و نقش به لجن كشيدن تاريخ توسط اشخاص و در راستاي اينكه جمهوري اسلامي براي بقاي خود نيازمند استفاده از نوابغ و برجستگان ايراني است، لذا وظايف جديد آقاي مرتضوي، دادستان محترم تهران ذيلاً عرض مي گردد .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱
تگ ها :