خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

به زودی اين وبلاگ به آدرس جديد نقل مکان خواهد کرد . چرا ؟

چون من يک آدرس دات کام به عنوان هديه تولد از همسرم دريافت کردم . عشق من ممنونم . گفتم که تو روش خودت را برای ابراز احساس داری

 ( جادی عزيز از کمکهای تو هم ممنونم )

جهت اطلاع دوستان عرض کنم که تولد من روز ۳۰ مهر است . من چون به متولدين مهر علاقه داشتم از آخرين فرصت به دنيا آمدن در مهر ماه استفاده کردم و در اين روز به دنيا آمده ام

در پيامهای روز ۱۹ مهر جادی به مسئله جالبی اشاره کرده . ( خوب خودتان برويد بخوانيد حوصله ندارم دوباره بنويسم !  ) به زودی درباره اش خواهم نوشت .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۸/۱
تگ ها :


 

حالا يک هفته شده که پويا رفته دلم داره يواش يواش تنگ ميشه . ولی بهش رو نميدم چون هنوز بايد يک هفته ديگه رو تحمل کنم .  کماکان دختر مامانم هستم .

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٧/٢٦
تگ ها :


 

امروز تولد حافظ است . به نظر شما اين اتفاقی است که مولانا ، حافظ و سهراب سپهری هر سه در ماه مهر متولد شده اند ؟ به نظر شما اين اتفاقی است که من هم در همين ماه متولد شده ام ؟  ( خوب چرا ميزنی فقط پرسيدم . نگفتم که من هم حتما شاعر بزرگی خواهم شد  )

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٧/٢٠
تگ ها :


 

من اينجا به طور رسمی اعلام ميکنم که از حالا تا دوهفته زندگی مجردی خواهم داشت . يعنی بيشتر به کارهايی میپردازم که بدون پويا بيشتر از آنها لذت ميبرم . راستش من اگر چنين روزهايی نداشته باشم از ادامه زندگی مشترک خسته ميشوم . من پويا را دوست دارم از کنار او زندگی کردن لذت ميبرم خيلی کارها را هم دوست تر دارم که با پويا انجام دهم .اما خودم را و استقلالم را بيش از همه چيز دوست دارم و حس ميکنم اگر دوره های تنهايی نداشته باشم از زندگی مشترکم دلزده ميشوم . خلاصه درسته که حيف شد که نشد اما من به خودم بد نخواهم گذراند .

 

اينجا به بعدش کمی بی حيايی است اگر خيلی مودب هستيد نخوانيد

پويا قرار شده حسابی خوش بگذراند و هر کار که دوست دارد بکند . فقط مراقب باشد که ايدز نگيرد چون در آن صورت من ميشوم مصداق آش نخورده و دهان سوخته

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٧/۱٩
تگ ها :


 

پويا امشب برای دوهفته به هلند ميرود .

نشد که برم .

همين !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٧/۱۸
تگ ها :


 

و اما درباره کلاسهای بنیان این کلاس ها بر مبنای علم آنتولوژی برنامه ریزی شده . شما در جریان کلاس طی یک سلسله بازی ها و تجربیات به شناخت از خودتان دست میابید . بعد از آن انتخاب با شماست که آنچه که دیده اید را بخواهید تغییر بدهید یا نه .
آدرس : تهران  خیابان ولی عصر خیابان توانیرپلاک ۱/۳۲واحد11 موسسه بین المللی فرهنگی هنری بنیان ارتباط موفق و موثر .
تلفن 8779373
تلفکس8779372
www.bonyan.org

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٧/۱٤
تگ ها :


 

گاهي فکر ميکنم پويا بي احساس ترين انسان روي زمين است . گاهي فکر ميکنم که ابراز احساسات بلد نيست و گاهي فکر ميکنم روش خاص خودش را براي ابراز احساس دارد .
من از دکتر فراري هستم . خيلي به ندرت پيش ميايد که به پزشک مراجعه کنم . و همان دفعات نادر هم همانقدر که تخصص پزشک برايم اهميت دارد شخصيت و نوع برخوردش هم برايم اهميت دارد . در نتيجه انتخابم محدود ميشود .
چند روز پيش پويا ماموريت بود و قرار بود شب وقتي من از کلاس برميگردم رسيده باشد . برگشتم و ديدم که از سفر برگشته ولي با دو تا از دوستانمان سر قراري رفته . کلي دلم گرفت که ببين بعد از چند روز دلتنگي چه اشتياقي براي ديدن من داشته. ولي وقتي برگشت ديدم که با دوستانمان به ديدن يک پزشک متخصص زنان رفته که هم مهارت و هم شخصيت او را شناسايي کند تا ببيند من از او خوشم ميايد يا نه . حالا هم ميخواهد يک بار به يک بهانه ديگر من را گول بزند و به مطب او ببرد . به همين دليل نه نام و نه محل مطبش را به من نميگويد .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٧/۱٤
تگ ها :


 

قسمت اصلی کلاس بنيان تمام شد تجربه بی نظيری بود . ولی هنوز نميدانم چطور ميتوانم اين تجربيات را در زندگی هم به کار ببرم . بايد صبر کنم ۴ جلسه ای که هفته ای يکبار تشکيل خواهند شد هم تمام بشود تا خودم را ارزيابی کنم . ولی همين سه روز تجربه کردن هم خيلی عالی بود . خيلی عالی

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٧/۱۱
تگ ها :


 

حال پويا بهتر شده .

از فردا کلاسهای بنيان شروع ميشود . ۳ روز کامل تمام وقت .

تمام اين هفته هر شب بيخوابی کشيده ام . آخر هفته را هم که کلاس دارم . آخه من پس کی بخوابم

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٧/٧
تگ ها :


 

پويا تصادف کرده . خوشبختانه آسیب جدی نديده . اما هر دو ساق پايش ، هر دو زانو ، گردن ، تما پشت و کمرش ضرب ديده و کوفته شده و درد شديدی دارد . خلاصه اين آخر هفته به مريض داری گذشت . از ديشب کمی دردهايش کمتر شده . گويا وضعيتش رو به بهبود است .

 

راستی شنيدين که اهورا پيروز ( همون فتح الله سابق ) خالقی يزدی ( مثل اينکه اين يزدی ها دست بردار نيستند ) . از پيروانش خواسته که امروز جلوی دانشگاه تهران جمع بشوند ؟ به قول دايی جان ناپلئون : اون چيزی که حدی نداره حماقته . تا زمانی که در ايران هستند کسانی که به چنين چيزهايی دل خوش کنند . نبايد توقع جامعه بهتری داشت .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٧/٥
تگ ها :


 

اول مهر، روز خاطره ها

برای من که اول مهر بيشتر شدن ترافيک بود و زودتر تاريک شدن هوا و کمی يادآوری خاطرات و ...

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٧/٢
تگ ها :