خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

يک مهر ديگه هم تموم شد و من ۲۸ ساله شدم !

نميدونم واقعا دارم پير ميشم يا اينکه يه چيزی تو مايه های افسردگی و اينا . چند وقتی است دارم تو خاطراتم زندگی ميکنم . نوستالژی بازی خفن ! واقعا نميدونم چه مرگم شده . کسی ميدونی اين نشونی چه درد و مرضی است که آدم گير بده خاطرات ۸ ، ۹ سال پيش .

 

پ. ن : از تمام ايميل ها ، sms ها و .... ممنون .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۳٠
تگ ها :


 

تمام آنچه که من از دنيا ميخواهم

به اندازه حرفی است از حروف الفبا

حرفی بين الف و ب  

ناچيز و دست نيافتنی .

 

پ . ن : قاط زدم ، نافرم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٢٧
تگ ها :


 

حالا من نه شما به جای من : اگه لحيم کاری بلد بوديد در حد خدا !  و به دستور رئيس عزيز محترم ( نفس من بيده و اين حرفها ) لحيم کاری را ميسپرديد به همکار محترم که تکنسين با تجربه ای است و البته در زمينه لحيم کاری از خدا هم بهتر ( راستش من کار لحيم کاری خدا را نديدم ولی کار جور کردن در و تخته اش که خيلی تعريفی نداره !   اين رو از آمار طلاق ميگم ! ) که مثلا وقت با ارزش سرکار خانم مهندس تلف نشه ! و بعد از تعويض آی سی محترم ببينيد کارت از قبل هم بدتر کارميکنه ، يک روز سر کار باشيد و بعد ببينيد همکار محترم  ۳تا پايه از ۸۴ تا پايه رو يادش رفته لحيم کنه و از سر اتفاق ۳ تا پايه هم تغذيه و زمين و کلاک باشند چه حالی بهتون دست ميده ؟ چه کار ميکنيد ؟

 

پ. ن : من ؟ من خودم ۳ تا پايه رو لحيم کردم . در ضمن سعی کردم حجابم رو هم رعايت کنم ! مثل عکس خانمهای دم در شرکت !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٢٦
تگ ها :


 

يادتون مياد قديمها يک نقاشيهايی ورودی ادارات ميزدن يک خانم چادری و يک خانم با مانتو و مقنعه . زير پای خانم مانتو مقنعه ای نوشته بود خوب و زير پای خانم چادری نوشته بود بهتر ! ( مثل اينکه قراره به يک تعداد آدم خنگ و کودن و زبون نفهم چيز ياد بدن ! ) خلاصه که امروز يکی از اونها ( ولی ورژن ۸۴ رنگی و چاپ اعلا و... ) چسبوندن در نگهبانی شرکت ما ! همين ديگه مبارک همه باشه ان شاء الله !

 

پ . ن : شيوا جان اين يکی که زمان خاتمی هم نزده بودند ! من نميدانم چرا ملت مسلمان ايران نميخواهند باور کنند ، اين احمدی نژاد .....( چی بگم ميترسم شب به خوابم بياد !  يا بره از دستم شکايت بنويسه بندازه تو چاه جمکران ! ) با خاتمی فرق داره ( آهان يه چی پيدا کردم به کسی بر نخوره همه هم خوشحال بشن . چون خود رئيس جمهور هم خوشحال ميشه با خاتمی فرق داشته باشه )

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٢٦
تگ ها :


در باب اهميت ضبط صوت مر خبرنگاران را !

چند ماه پيش داشتم کتاب تاج خار نوشته مسيح علی نژاد را ميخواندم . و برای اولين بار اهميت ضبط صوت خبرنگاری را درک کردم . وقتی خبری تکذيب ميشود يا بايد نوار ضبط شده وجود داشته باشد يا خبرنگار بيچاره بدبخت ميشود ! حالا دبير هيات دولت ( زريبافان با جناق رئيس جمهور مردمی که قرار بود با فاميل بازی مبارزه کند ! ) و وزيرارشاد گفته های خود را ( مبنی بر يک تار موی گنديده رئيس جمهور و ممنوعيت حضور زنان در ادارات وزارت ارشاد بعد از ساعت ۶ )  تکذيب کرده اند . خانمها و آقايان خبرنگار لطفا تو رو خدا تو رو به جون هرکی دوست دارين اين ضبط صوت خبرنگاريتون رو روشن کنين به خدا به درد ميخوره .

پ . ن : ولی اين قابل توجه است که چرا حرفهای گزارش شده راحت تر باور ميشوند تا تکذيبيه ها ! شايد آن حرفها به آن آدمها بيشتر ميايد !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٢٦
تگ ها :


 

اولين کارت زرد به رييس جمهور به دنبال انتصابات گسترده فاميلی

 

ديروز موحدي کرماني نماينده رهبري در سپاه پاسداران با انتشار نامه يي خطاب به حجت‌الاسلام مصلحي نماينده رهبري در نيروي مقاومت بسيج از وي خواست تمام همت خود را صرف انجام ماموريت‌هاي نمايندگي ولي فقيه در نيروي مقاومت بسيج كند. در اين نامه که از سوي روابط عمومي كل سپاه در اختيار خبرگزاري ها قرار گرفت و رونوشت آن نيز براي احمدي‌نژاد ارسال شده آمده است: "با عنايت به تدبير فرماندهي معظم كل قوا حضرت آيت الله خامنه‌اي در خصوص ممنوعيت شغل دوم براي شاغلين نيرو‌هاي مسلح و مواد قانوني مطرح در اين موضوع، انتصاب جنابعالي به عنوان مشاور رييس‌جمهور در امور علما و روحانيون از آنجايي كه اشتغال هم زمان در پست مشاورت رياست محترم جمهور و نمايندگي ولي فقيه در نيروي مقاومت بسيج، عملا موجب اختلال در هر دو وطيفه مي‌شود، به همين جهت و با توجه به اين كه جنابعالي سپاه را براي ادامه‌ انجام وظيفه انتخاب كرده‌ايد، تمام وقت و همت خود را صرف انجام ماموريت‌هاي ولي فقيه و نيروي مقاومت بسيج كنيد." از زمان آغاز به کار کابينه احمدي نژاد اين نخستين بار است که يکي از مقامات حکومتي با ابلاغ دستور در برابر رسم تازه دو شغله بودن در دولت جديد ايستادگي مي کند.

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٢٥
تگ ها :


به خاطر رحتا !

پيش از اين همواره در داستان ها مرز خيال و واقعيت به هم مي ريخت و حالا در هيأت دولت جمهوري اسلامي ايران. اين روزها خبرهايي از هيأت دولت به گوش مي رسد که باور کردنش سخت است؛ اما واقعيت دارد.

چندي پيش در نشست هيأت دولت که به رياست پرويز داوودي معاون اول رييس جمهور برگزار شده بود، ميثاق نامه اي را با امام زمان تدوين و به امضاي وزيران رسيد.

در آغاز نشست، داوودي به وزيران پيشنهاد داد همان گونه که ميثاق نامه اي بين آن ها و احمدي نژاد تدوين و به امضا رسيد، بايد وزرا ميثاق نامه اي نيز با امام زمان بنويسند. اين پيشنهاد با موافقت اعضای کابينه روبه رو شده و در همان نشست درباره مفاد آن مورد بحث قرار گرفت. در نهايت، ميثاق نامه اي تدوين شد و اعضاي هيأت دولت آن را امضا کردند. از آن جايي که گفته شد هر ميثاق نامه دو طرف دارد، سپس اين پرسش پيش آمد که امضاي آن حضرت [عج] چه مي شود؟

هيأت دولت در اين زمينه نيز تمهيدي انديشيد و صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مأمور بردن نامه خدمت امام زمان شد. وی شب جمعه بعد نامه امضا شده اعضای کابينه را به جمکران برد و در چاهي انداخت که زائران نامه ها و حاجاتشان را مي اندازند.

اين در حالي است که به فاصله اندکي از تصميم گيري درباره اين ميثاق نامه هيأت وزيران، همزمان با نيمه شعبان [سالروز تولد امام زمان] دولت هفت ميليارد تومان براي اطعام زائران مسجد جمکران تصويب کرد.

روزي که پيشنهاد اختصاص بودجه براي اطعام زائران مسجد جمکران در هيأت دولت مطرح شد، رحمتي وزير راه با ارائه گزارشي از وضعيت جاده منتهي به جمکران، آن جاده را پر خطر و خراب توصيف کرد و پيشنهاد داد از آن جا که در صندوق نذورات مسجد جمکران به اندازه کافی پول جمع آوری برای هزينه اطعام زائران جمع آوری می شود، اين بودجه به مصرف ساختن جاده منتهی به جمکران برسد. بنا به گزارش هائی که همان زمان در يکی از خبرگزاری ها منتشر شد پيشنهاد رحمتي با واکنش تند رييس جمهور روبه رو شد و به وي گفت مثل اين که رسوبات دولت هاي قبلي در ذهن شما مانده است. احمدي نژاد تأکيد کرد که ما براي جاده ساختن نيامده ايم و نبايد بودجه درباره امام زمان با واکنش هاي اين چنيني مواجه شود؛ و بعد اضافه کرد که ما هر چه داريم از امام زمان داريم .

اما از همه اين ها تأمل برانگيزتر، آن است که برخي از چهره هاي افراطي نزديک به رييس جمهور که مدام از آماده شدن زمينه ظهور امام زمان سخن مي گويند، به صراحت اين زمينه سازي را به ماجراي پرونده هسته اي ايران مرتبط مي دانند. بنا بر اخبار موثق، اينان در نشست هاي خصوصي مختلف به تأکيد می گويند که مقاومت در برابر فشارهاي جهاني و اصرار بر حق برخورداري از نيروي هسته اي، يکي از راه هاي فراهم کردن زمينه ظهور آقاست .

گفتمان رايج شده در دولت جديد در ارتباط با مقوله امام زمان را برخي تحليلگران به رابطه ويژه ميان رييس جمهور و مصباح يزدي و گرايش هاي مصباح و شاگردان او نسبت مي دهند. به ويژه آن که اين گروه، به گونه اي بي سابقه در هيأت دولت و تيم مشاوران و مديران نهاد رياست جمهوري قرار گرفته اند.

 

پ . ن : رحتا جان لطفا ايميل جديدت رو بده تا برات وارد کنم و بتونی مطالب روز رو از طريق ايميل بخونی . ما رو هم نفرين نکنی !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٢٥
تگ ها :


ما ايرانيم

پ . ن : من ته دلم وول وول هيجانيه که کتاب رو بخونم . اونايی که دستشون ميرسه و ميخونند ما رو هم شريک کنند لطفا .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٢٤
تگ ها :


 

توی اين مملکت چه خبره ؟ جمکران ، چاه ، نامه ، هيات دولت ؟

ميثاق وزيران و امام زمان به جمکران رفت ، وزیر ارشاد از طرف وزيران آن را به چاه عريضه انداخت

لطفا اگر من دارم خواب ميبينم يکی بزنه در گوشم بيدار شم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٢٤
تگ ها :


از لودر تا وام ازدواج

اول خيابان ميرداماد يک ساختمان در حال ساخت هست که فعلا در مرحله گود برداری است . ته گودال يک لودر هست که وقتی نگاهش ميکنی هيچ راهی برای بيرون آمدنش نميبينی . چند روزی بود که به شدت ذهنم را مشغول کرده بود . تا اينکه امروز صبح ديدم روی ديوار نوشته شده : لودر با جرثقيل از گودال خارج خواهد شد . گويا آدمهای فضولی مثل من زياد بوده اند و آنقدر سوال کرده اند که کارگران را کلافه کرده اند و مجبورشان کرده اند که روی ديوار توضيح بنويسند . راستش يک احساس نزديکی عميقی با همه آنهايی که از سر ميرداماد رد شده اند و سوال کرده بودند پيدا کردم که نگو !

بعد فکر کردم ما مردم با سوالهايمان چقدر ميتوانيم ديگران را کلافه کنيم ! اين خصلت البته هم ميتواند مفيد باشد و هم نباشد . وقتی داريم از خصوصی ترين موضوعات آدمهای ديگر سوال ميکنيم که جوابش يک به تو چه ساده است خوب به نظر من مفيد نيست . ولی وقتی از حکومت بپرسيم ، ميتواند مفيد باشد . البته فعلا که هيات دولت اعلام کرده دولت نيازی به سخنگو ندارد ! خوب اين يعنی يا سوالی پرسيده نميشود و يا اينکه اگر پرسيده شود به.... دولت هم نيست که بخواهد پاسخ دهد ! اين است دولت پاسخگو که قرار بود هر سه ماه يک بار شخص رئيس جمهور گزارش کار به مردم بدهد !

راستی پرداخت وام ازدواج شهرداری هم متوقف شد . اين نشان ميدهد که :        

۱) شهردار محترم سابق تهران رئيس جمهور شده و ديگر نيازی به پرداخت وام ازدواج ندارد .

۲) چرا شهردار فعلی تهران رئيس جمهور نشد !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٢۳
تگ ها :


ناگفته های جنگ !

جزئيات پيشنهادهاي مطرح‌شده براي آتش‌بس ايران پس از فتح خرمشهر ( از زبان ولايتی وزير امور خارجه وقت )

به طور خلاصه آقای ولايتی ميفرمايند :

با فتح خرمشهر در سوم خرداد سال 1361 ...... تلاش چندماهه ايران براي بازپس‌گيري مناطق اشغال‌شده به دستاوردهاي خوبي منجر شده و در مناطق استراتژيكي چون آبادان و خرمشهر به نتيجه رسيده بود. اما هنوز مناطق گسترده‌اي در طول نوار 1200 كيلومتري مرزي وجود داشت كه تحت اشغال عراقي‌ها بود و اين اشغال، حتي تا پايان جنگ و آتش‌بس هم ادامه داشت.

در آن مقطع، اين ايده در شوراي عالي دفاع مطرح شد كه اگر نقاطي را در داخل خاك تصرف تعريف كنيم، ابزار لازم براي وارد كردن فشار به عراقي‌ها براي عقب‌نشيني آنان به مرزها و محكوميت متجاوز و دريافت غرامت از عراق به دست مي‌آيد.
پس از فتح خرمشهر، جرياني آغاز شد كه شامل ابتكار برخي از كشورها براي پايان جنگ بود. در اين ابتكارها براي اولين بار، مسئله دريافت غرامت و عقب‌نشيني تا مرزها كه خواسته‌هاي اصلي ما بود، مطرح شد. عقب‌نشيني به مرزها و پايان اشغال ايران، براي ما اولويت نخست را داشت. چراكه حتي تا پايان جنگ و پذيرش قطعنامه 598، حدود بيست هزار كيلومتر مربع از خاك ما در اشغال ارتش عراق بود و اگر ما بلافاصله پس از بازپس‌گيري خرمشهر صلح را مي‌پذيرفتيم، عملا با اين سؤال مهم روبه‌رو مي‌شديم كه چه تضميني وجود دارد كه ما بقيه خاك ايران را پس بگيريم.

اگر ما پس از فتح خرمشهر، صلح را مي‌پذيرفتيم، با توجه به وضعيت قطعنامه‌هاي سازمان ملل كه طي آنها تنها از آتش‌بس صحبت شده و بر عقب‌نشيني تأكيد نشده بود، عملا هيچ تضميني ـ حتي صوري ـ براي عقب‌نشيني نداشتيم و طبيعتا نيروهاي داوطلب جبهه را ترك مي‌كردند و نظاميان حرفه‌اي ما از نظر تعداد، قابل مقايسه با ارتش عراق كه سه برابر شده بود، نبود و شرايط براي از دست رفتن خاك اشغال شده و حتي تهديد براي ادامه حمله نظامي مجدد عراق به ايران وجود داشت.

شطي به تهران آمد و به ما پيشنهاد كرد كه مي‌تواند با مذاكره با دولت‌هاي ثروتمند عربي حامي عراق در جنگ براي ما غرامت بگيرد. رقم پيشنهادي شطي ده ميليارد دلار بود كه در مقابل ما گفتيم، اصل بحث را قبول داريم، اما اين رقم مورد پذيرش ما نيست و بايد درباره مبلغ آن مذاكره كنيم......نمي‌توانست از طرف دولت‌هاي عربي حتي همان مبلغ ناچيز ده ميليارد دلار را كه يك‌دهم برآورد آقاي ابوفرج كارشناس سوماليايي سازمان ملل است، تضمين كند. اين كارشناس خسارت ايران در جنگ را صد ميليارد دلار برآورد كرده بود هرچند جمهوري اسلامي معتقد است اين رقم نيز واقعي نيست و خسارت ايران در جنگ بالغ بر هزار ميليارد دلار است.

اما چند سوال : ۱) در زمان پذيرش قطعنامه هم همچنان بخشهايی از اراضی ايران در اشغال عراق بود پس با طولانی تر شدن جنگ به مدت شش سال چه چيزی در اين مورد عوض شد ؟

۲) اگر شرايط پيشنهادی برای صلح ( غرامت کم و عدم تضمين برای عقب نشينی عراق ) باعث شد که اين پيشنهاد پديرفته نشود . ما با طولانی تر کردن جنگ دقيقا چه شرايطی به دست آورديم ؟ ما هنوز يک دلار هم غرامت نگرفته ايم قرار هم نيست بگيريم ! حتی در دادگاه صدام هم خبری از جنگ ايران نيست .

۳ )پذيرش قطعنامه ۵۹۸ در سال ۱۳۶۶ به ايران پيشنهاد شد . ( آن زمان فاو در اشغال ايران بود ) و ايران آن را در سال ۶۷ پذيرفت ( آن زمان عراق فاو را از ايران پس گرفته بود ) . اين تا خير هم برای بهتر شدن شرايط مذاکره بود ؟

راستش من فکر ميکنم جنگ ادامه پيدا کرد چون حکومت ايران برای ادامه حاکميتش نياز به يک تهديد خارجی داشت تا به بهانه اين بحران و شرايط ويژه ، بدون پاسخ به پرسشی سياست هايش را ادامه بدهد . همين !


  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۱٧
تگ ها :


روز جهانی کودک مبارک

روز جهانی کودک به کودکان کار ، به کودکانی که گرسنه اند و با سوتغذيه رشد ميکنند ، به کودکانی که کتک ميخورند ، آزار ميبينند ، شکنجه ميشوند ، به کودکانی که مورد تجاوز قرار ميگيرند ، به کودکانی که از تحصيل ، بازی و زندگی طبيعی محروم ميشوند . به کودکانی که با وجود جنگ و تبعيض رشد ميکنند ، به کودکانی که از آغاز رشد باورهای غلط به آنها انتقال پيدا ميکند و به کودکانی که کودکی ميکنند ،  مبارک !

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۱٦
تگ ها :


مجمع تشخيص مصلحت نظام

مجمع تشخيص مصلحت نظام به تازگی و طی مصوبات جديد قدرت بيشتری گرفته . بعضی اين خبر را به فال نيک گرفته اند و معتقدند که اين موضوع ميتواند باعث شود جلوی تند رويهای بيش از حد رئيس جمهور جديد و مجلس گرفته شود . اما من  بوی خوش نميشنوم از اوضاع . به هر حال بيشتر قدرت گرفتن يک نهاد انتصابی خبر خوبی نيست . گرچه شايد با ترکيب فعلی قدری بتواند ترمز بريده ها را مهار کند . ولی در اينده ميتواند هر حرکت رو به جلو را نيز سد کند . در عين حال قدرت پيدا کردن فردی که دوبار در دو انتخابات از دو گروه کاملا متفاوت شکست خورده ، بی اهميت بودن رای مردم (حتی خودی ها ) را نشان ميدهد . کسی که ديگر اميدی به دست پيدا کردن به هيچ مقام انتخابی را ندارد ، احتمالا نهايت استفاده را از مقام انتصابی اش خواهد کرد . و احتمال ضعيفی وجود دارد که اين نهايت استفاده ، هم جهت با خواسته های مردمی باشد که دوبار به سختی به او نه گفته اند . و تفاوت انتخاب شده ها در هر انتخابات با يکديگر نشان دهنده عمق عدم محبوبيت و مقبوليت رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام است . 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۱۳
تگ ها :


 

من از چهارشنبه ذوق زده ام مينا و عليرضا ايران هستند . دوستان من رو ببخشيد تا اطلاع ثانوی . من اگر وقتی داشته باشم سعی ميکنم با مينا باشم ! ۱۰ روز بيشتر وقت ندارم !

راستی من در اين مدتی که چاق شده ام يک چيزی فهميدم . برای اکثر مردم ايران چاق شدن آدمها مهمترين چيزی است که ميتوانند درباره اش صحبت کنند . کمتر کسی بوده که مدتی من را نديده باشد و درباره چاق شدنم حرفی نزده باشد . البته برای من فقط جالب است . چون زمانی چاق شدم که اهميت خوش هيکل بودن برايم از بين رفت . در حال حاضر احساس سلامتی بيشتری دارم . ديرتر و کمتر خسته ميشوم . کمتر بيمار ميشوم و در صورت بيمار شدن زودتر خوب ميشوم . و تقريبا از حالتهای ضعف و سرگيجه و افت فشار خون هم خبری نيست . بنابراين من اصلا هم از چاق شدنم ناراحت نيستم . فقط برايم جالب است که اغلب برای ديگران نگران کننده تر است !  

 

راستی درباره پست قبل من هم چيزی بيشتر از آنچه که در مقاله خواندم نميدانم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٩
تگ ها :


 

ليليت اولين همسر آدم و اولين فيمينست تاريخ !

من هم مثل خيليها تا به حال درباره ليليت نخوانده بودم . مقاله جالبی است .

جادی عزيز ممنون

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٦
تگ ها :


 

نفت به همان کشکی که ارزان شده بود دوباره گران شد . يک دلار و شصت و سه سنت دوباره قيمت نفت افزايش پيدا کرد . کارشناسان دليلی برای اين افزايش قيمت اعلام نکرده اند .

اگر قرار باشد ايران تحريم شود و کشوری از ايران نفت نخرد . قيمت نفت احتمالا باز هم افزايش پيدا خواهد کرد و خوش به حال برادران عرب منطقه خواهد شد . چه دليلی دارد که از اين سود سرشار چشم پوشی کنند ؟ پس بعيدنيست تمام توانشان را به کار بگيرند ، تا تحريم ايران عملی شود .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٥
تگ ها :


 

نفت عزيز هم که ارزان شد . يک دلار و پنجاه سنت قيمت نفت کاهش پيدا کرد . چرا ؟ چون طوفان ريتا کمتر از حد پيش بينی شده به تاسيسات نفتی امريکا آسيب وارد کرده است . به همين سادگی ، به همين کشکی !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٤
تگ ها :


 

شورای حکام هم بالاخره قطعنامه اش رو صادر کرد . ولی به نظرم از خود قطعنامه بدتر ، رای مثبت هند به قطعنامه بود . به هر حال هر کشوری طبق منافع خودش کار ميکنه ( البته به جز کشور ما که مدافع همه محرومان جهان است حتی اگر محرومان جهان کشور ما رو ...شون هم حساب نکنند ) .

من واقعا نميدانم وضعيت کشور ما به کدام سمت خواهد رفت . به نظر من داشتن فناوری هسته ای ، سوخت هسته ای و حتی سلاح هسته ای حق مردم کشور ماست . ولی در ضمن کاملا ميفهمم که چرا حکومت ما در جهان قابل اعتماد نيست و به همين دليل بايد حرف زور بشنود .  

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۳
تگ ها :


 

من برگشتم . خيلی خوش گذشت . پائيز همه مبارک .

برميگردم !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٢
تگ ها :