خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

من خوب و پر انرژی هستم . و از هوای بهاری دارم لذت ميبرم .

گفتم چيزی بنويسم تا يادتان نرود که اين وبلاگ هم هست ! تا اگر يک وقت حرفی برای گفتن داشتم به اينجا سری بزنيد !!!

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۳٠
تگ ها :


 

ديگه صدای من را از ايران شهر مقدس تهران ميشنويد .

امروز آمده ام سر کار و در حال تعريف کردن از مسافرت برای همه هستم .

تا قبل از عروسی همه چيز خيلی جالب بود اين عمو را بعد از ده سال ميديدم آن پسر عمو را بعد از ۲۵ سال ! همه شاد و سر حال بوديم . ولی از دو روز بعد از عروسی خداحافظی ها شروع شد انقدر جلوی گريه کردنم را ميگرفتم که گلو و سرم درد ميگرفت . روز آخر موقع خداحافظی خودمان ديگر نتوانستم جلوی خودم را بگيرم و خيلی گريه کردم  . در عوض چشم و سزم درد گرفت !

در مجموع برای من سفر بی نظيری بود . هم کشورهايی را ديدم که اساسا با ايران متفاوت هستند و هم عزيزانی که هر کدام را سالها بود نديده بودم ! ترکيب بی نظيری بود .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٢٦
تگ ها :


 

من دوباره بن هستم . ايتاليا را ديدم البته فقط شهرهای ونيز و فرارا و بولونيا و فورلی را ديدم . و البته بسر عمه ام را بعد از ۲۰ سال ! اين بسز عمه ام را دوست دارم . به طور واقع بينانه ای مسائل ايران را دنبال ميکند . و با اشتياق به حرفهای من از ايران کوش ميداد .

فردا و روز شنبه مراسم عروسی دختر عمو ی من در بن برکزار ميشود به همين دليل همه فاميل از ايران امريکا و اروبا دارند ميرسند . برای من تفاوتهای ايرانيهايی که در ايران اروبا و امريکا زندکی ميکنند خيلی ديدنی است ! همه فارسی حرف ميزنند ولی حرف همديکر را نميفهمند !

در حال حاضر ما سعی ميکنيم داماد آلمانی و اقوامش را در مورد تمدن ايران و .... شير فهم کنيم . سفره عقد با کليه ايرانی بازی ها به راه است !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۱٧
تگ ها :


 

صدای من را هنوز از بن ميشنويد . ولی دو روز رفتم فرانسه و برکشتم . اين فرانسوی ها خيلی لوسن حتی تو موزه لوور هم همه توضيحات را فقط به زبان فرانسوی نوشته اند .

فردا ميروم ايتاليا و يک هفته بعد دوباره برميکردم بن . و تا قبل از عروسی دختر عموم ، يک هفته وقت دارم که ولکردی کنم . و يک هفته بعد از عروسی هم برميکردم ايران .

عطا حان قوری بزرکتر داريم فکر کردی قبلا اين همه آدم رو با همين قوری فسقلی شای ميداديم ؟

بهار حان از ايتاليا که برکشتم باهات تماس ميکيرم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٦:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/٥
تگ ها :