خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

۲۳ ساله ها :

 عبدالمالک ريگی گروگان ميگيرد ، آدم ميکشد و وحشت و نا امنی هديه ميکند .

بنيامين حالش بد است و برای کسی ميخواند که دنيا مثل او ندارد . همه جا صدايش را ميشنوی چه در تاکسی چه در مهمانی موقع رقص .

من چند ماه ديگر ۲۰ سال است که با قديمی ترين دوستم ، دوست هستم .

حس ميکنم دارم پير ميشوم . آدمی که خاطره ۲۰ ساله دارد ! آدمی که از کار ۲۳ ساله ها تعجب ميکند ......

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۳۱
تگ ها :


 

هند از خط لوله ايران منصرف شد

در حالي که تا چهار روز پيش تهران اميد خود را به ادامه حضور هند در طرح خط لوله صلح حفظ کرده بود با اعلام قطعي شدن تصميم دولت دهلي به خريد گاز ترکمنستان آشکار گرديد که خط لوله اي که مي خواست جبران زيان وسيع و بلندمدت خطوط لوله آسياي مرکزي به اروپا را بکند، در اثر مجادلات سياسي از دست ايران به در رفت.

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۳۱
تگ ها :


 

نا امنی در سيستان بلوچستان و مناطق اطراف هميشه بوده . ( ميگويم هميشه چون بعضی از نزديکانم در اين منطقه زندگی ميکنند و نا امنی را در تمام زندگی شان حس ميکنند و حداقل يکبار خانواده دايی خودم گرفتار اشرار منطقه شده اند درست روز ۲۲ بهمن ! و تمام آنچه که به همراه داشته اند از پول و طلا و اتومبيل را از دست داده اند . البته مقاومتی هم نکرده اند چون ترجيح دادند جانشان را از دست ندهند ) ولی اين بار واقعا موضوع جدی است .

در پى حمله اشرار مسلح به خودروهاى عبورى در جاده بم - كرمان كه به كشته شدن ۱۲ تن از سرنشينان خودروها انجاميد، خبرهاي رسيده از کرمان حاکي است که نيروهاى نظامى هم براي کمک به نيروي انتظامي وارد منطقه شده و با هلي کوپتر و وسايل مجهز مبارزه با اشرار و سرکوب آن ها آغاز کرده اند و وزير کشور قول داده که تا امروز عصر دستگيري و سرکوب اشرار انجام شود.

در ميان اخبار رسيده يکي هم اين ادعاست که گروه جندالله به رهبري عبدالمالک ريگي مسووليت حادثه کرمان را به عهده گرفته اند. اما سايت خبري انتخاب در تماسي با اين گروه توسط اي ميل از زبان آن ها نوشت که حادثه جاده کرمان به بم کار جندالله نيست و از آن اطلاعي ندارد اما عمل را تائيد مي کنند.

 

عبدالمالک ريگی يک جوان ۲۳ ساله است . من از روزی که مصاحبه او را با سايت روز خوانده ام به اين موضوع فکر ميکنم که چه ميشود که يک جوان ۲۳ به خشونت روی مياورد . آن هم در اين ابعاد ! خوزستان ، کردستان ، سيستان و بلوچستان ، فردا نوبت کدام استان مرزی است ؟

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٢٥
تگ ها :


 

دوستان عزيز اين وبلاگ پايين همه نوشته هاش بخش نظرخواهی داره !

لطفا در ملاقاتهايمان من را درباره اينجا سوال پيچ نفرماييد .

قبلا از همکاری شما سپاسگزارم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٢٤
تگ ها :


 

صبح رعد و برق شديدی شد که صدای خيلی وحشتناکی داشت ، يکی از همکاران به شوخی به بقيه ميگفت : فکر کنم امريکا نطنز رو زده !

و من فکر ميکنم سايه شوم جنگ بالای سر ماست . و آينده ای تار و مبهم انتظار ما را ميکشد .

من در بين دوستانم به خوش بين ذاتی معروف بودم . هميشه ته ذهنم فکر ميکردم ، همه چيز درست خواهد شد . ولی هرگز در عمرم تا بدين پايه از آينده نترسيده ام . احساس خيلی بدی نسبت به آينده خودم و کشورم دارم .

کاش حس من اشتباه کند !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٢۳
تگ ها :


 

نامه محمدمحسن سازگارا به محمود احمدي نژاد

این هم کاری است که یک نفر مسئولیت هایش را زمین بگذارد و برای روسای جمهوری دنیا نامه بنویسد و آنها را مورد بازخواست قرار بدهد. البته شک دارم برای کسی که در مسند ریاست جمهوری نشسته این کار پسندیده ای باشد. اما به هر صورت شما این کار را کرده اید. فهرست بلند بالائی از سوالات را جلو رئیس جمهوری آمریکا بخصوص در باره عملکرد او در سایر کشورها و نسبت به شهروندان سایر ممالک گذاشته اید. کاری که البته هر روزه روزنامه نگاران خود آمریکا بسیار تندتر و صریح تر از شما با رئیس جمهوری شان می کنند و از زوایای مختلف او را به زیر سوال می کشند. همین نامه شما را هم چاپ کرده اند. وظیفه و مسئولیت او و دولتش این است که به سوالات آنها و یا هر سوالی پاسخ بدهد و از عملکرد خودش در افکار عمومی دفاع کند. اما این کار شما یک نکته بسیار ساده را به ذهن متبادر می کند که با اجازه تان به عنوان یک شهروند ایرانی با شما در میان می گذارم. مساله رئیس جمهوری آمریکا یا هر کشور دیگری در درجه اول به شهروندان همان کشور مربوط است و بعد برای دیگران اهمیت دارد. برای من هم به عنوان یک ایرانی در درجه اول مساله ایران اهمیت دارد.


مثلا بپرسید:
1- دانشجویانی که به قول خودتان از شما راجع به آمریکا و اسرائیل می پرسند، آیا حق دارند راجع به عملکرد حکومت و مقام رهبری هم سوال کنند؟ یا بسیجی ها به آنها حمله می کنند و به اسم توهین به مقدسات، لت و پارشان می کنند و بعد هم آنهارا دستگیر می کنند؟ کاری که بارها اتفاق افتاده است.
2- آیا در دانشگاه و یا مطبوعات می شود از شما و آقای خامنه ای راجع به کمک مالی به گروههای تندرو فلسطینی پرسید؟ آیا می توان از پولهائی که ایران در لبنان، فلسطین، عراق، افغانستان و یا سایر نقاط دنیا خرج کرده است پرسید؟ آیا می توان سوال کرد چرا پول ملت مظلوم ایران خرج عملیات تروریستی در سراسر دنیا می شود؟ یک بار در تبلیغات انتخاباتی شورای شهر تهران در حالی که من در زندان بودم دوستانی در خارج از زندان من را به عنوان کاندیدای شهرداری تهران مطرح کردند و روی پانصد پوستر عکس مرا چاپ کردند و روی پانصد پوستر دیگر این حرف ساده را نوشتند که "افغانستان و بوسنی و.. پیشکش، تهران را در یابیم"( حتی فلسطین را هم جرأت نکردند بنویسند). بلافاصله آنهارا دستگیر کردند. پوسترها جمع آوری شد.در پرونده من هم یک بند بلند بالای اتهام راجع به آن ائتلاف انتخاباتی مطرح شده و برایم شش سال حبس هم بریده اند.

 چرا مردم در مقابل قانون مساوی نیستند؟ چرا مثلاً روزنامه کیهان که در اختیار مقام رهبری است و یا روزنامه جمهوری اسلامی که صاحب امتیاز قبلی اش ایشان بوده اند مجاز هستند که به هر کسی تهمت بزنند و هر دروغی را بنویسند؟ اما تا کنون بیش از صد روزنامه بسته شده است و روزنامه نگاران به زندان افتاده اند؟ یا مثلاً چرا روحانیت ، دادگاه ویژه و جداگانه دارد؟ یا مثلاً چرا یک نفر که در بسیج است خودی محسوب می شود و بسیاری از درها به رویش باز است؟اما سایر جوانان کشور باید همواره از برخورد همین بسیجی ها با خودشان بیمناک باشند و به قول جوانها بترسند که به آنها گیر بدهند؟

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٢۳
تگ ها :


 

به نظر شما  بيشتر پرسشهايی که احمدی نژاد از بوش پرسيده رو نميشه از خود احمدی نژاد پرسيد ؟

راستش من با بعضی از حرفهای احمدی نژاد در اين نامه موافقم ولی من بيشتر مخاطبم خود اوست ، و از آن گذشته پرسيدن چنين پرسشهايی در اين سطح به نظرم ميتواند نشانه نا آگاهی از عرف بين المللی باشد . خوبی قضيه اين است که ديگر ايران آبرويی ندارد که بخواهد با اين نامه هم بخشی از آن به باد برود .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٢٠
تگ ها :


 

متن نامه رئيس جمهورمون هم که منتشر شد .

راستش من ديشب تلويزيون نديدم و هنوز هم متن نامه رو کامل نخوندم . ولی فقط ميدونم که کاخ سفيد اعلام کرده جواب رسمی به اين نامه نخواهد داد . ( مگه اصولا ميشه به اين نامه جواب رسمی هم داد ؟ ) و در ضمن اعلام شده که اين نامه هيچ تاثيری بر روند پرونده ايران نداشته ! من فکر ميکنم رئيس جمهور ما در اين شرايط به جای دعوت رئيس جمهور ايالات متحده به اسلام بهتر بود روش موثرتری انتخاب ميکرد . اما من چه کاره ام ؟!!!!

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٢٠
تگ ها :


 

اين ماجرای نامه رئيس جمهور خلاق ما هم خيلی با مزه است :

به گفته مقامات ايرانی آقای احمدی نژاد در اين نامه "راه حل های تازه ای برای برون رفت از مسائل بين المللی و وضعيت نابسامان کنونی" پيشنهاد کرده است.

کاخ سفيد همچنين گفته است که نامه به دو موضوع اصلی پاسخ نداده است: نخست، نگرانی جامعه بين المللی نسبت به برنامه هسته ای ايران و ديگر، نگرانی آمريکا نسبت به نقض حقوق بشر توسط دولت ايران و کمک آن به تروريسم.

جدا به نظر شما در اين نامه چه نوشته شده ؟ به نظر من که نوشته راه حل تمام مشکلات کنونی بشر اعتقاد به اسلام آن هم مذهب شيعه اثنی عشری و اعتقاد راسخ به ظهور آقا امام زمان است . منتظران واقعی حضرتش روزی حضرت ظهور کنند ريشه هرچه ظلم بر روی زمين است می خشکانند و به نفع شماست که از حالا به ما بپيونديد !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۱٩
تگ ها :


 

گرچه از اين عبارت ديدی گفتم متنفرم ولی قضيه ورود زنان به استاديوم طبق پيش بينی من و خيلی های ديگر به انتها رسيد . همانطور که روز اول که دستور رئيس جمهور برای حضور در ورزشگاهها نميدانستم خوشحال باشم يا ناراحت ٬ حالا هم نميدانم خوشحال باشم يا ناراحت . البته حالا احمدی نژاد هم مثل خاتمی ميتواند بگويد ، من ميخواستم ٬ آنها جلويم را گرفتند .

 

ديروز يک سری رفتم دفتر کانون هستياانديش . احتمالا همکاريهايی با اين گروه خواهم کرد . حس خوبی دارم .

ديروز يک جوان هلندی را ديدم که در موسسه دهخدا فارسی ميخواند . باورم نميشد که بتواند به اين خوبی فارسی حرف بزند . ديدار جالبی بود . چند روزی سفری رفته بود به شمال ايران و در کمال ناباوری در ايران هم جنگل و سرسبزی ديده بود . ايران را يک کشور کويری و کوهستانی تصور ميکرد . و در ضمن معتقد است ايرانی ها خيلی تنبل هستند هيچ کاری نميکنند و دائم به هم ميگويند خسته نباشی !!!

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۱٩
تگ ها :


 

با وجودی که ميخواستم مطلب شخصی ننويسم . ولی ،

الان در موقعيتی هستم که ديگه ميتونم با صدای بلند بگم :

هاکونا ماتاتا !

 

پ. ن (۱) : ممنون از سمن برای ايده اين نوشته !

پ. ن (۲) : هرکسی که نميدونه يعنی چی به کارتون شير شاه ۵/۱ مراجعه کنه !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۱٧
تگ ها :


 

وزير امور خارجه بريتانيا تغيير کرد

مارگارت بکت به عنوان اولين وزير خارجه زن در تاريخ بريتانيا منصوب شده است. انتصاب اين همکار وفادار تونی بلر به سمت وزير خارجه موجب تعجب ناظران شده است.
 
 
حالا در مذاکرات پرونده هسته ای ايران باز هم به تعداد زن ها اضافه شد . رايس ، مرکل و بکت . کليشه های جنسيتی ميگويند زنان صلح طلب تر از مردان هستند . تا به حال اينقدر دلم نخواسته که کليشه های جنسيتی واقعی باشند !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۱٦
تگ ها :


 

مثل اينکه معلم ها از کارگر ها و زن ها خوش شانس تر هستند . تجمع ( بدون مجوز ) اعتراضی معلمان به خشونت کشيده نشد .

"مجلسيان هفتم طرح هماهنگ چه شد ؟" اين شعاري بود که در فضاي ميدان فلسطين طنين انداز شده بود و هر عابري را به سوي منبع صدا فرا مي خواند: حياط اداره کل امور تربيتي اداره کل سازمان آموزش و پرورش تهران.

تعدادي از معلمان که بيشتر در مدارس تهران تدريس مي کردند، در اين محل جمع شده بودند و خواستار احقاق حقوق صنفي خود بودند. تجمع معلمين از ساعت يازده صبح آغاز شد و حدود يک ساعت و نيم ادامه يافت.

جمعيت هر لحظه بيشتر مي شود و شعار ها جان مي گيرد: "وعده وعيد نمي خواهيم عمل به وعده مي خواهيم"، "نشريه معلم آزاد بايد گردد"، "نه چپيم، نه راستيم فقط معلم، هستيم"، "معيشت، منزلت، حق مسلم ماست" و... اينها از جمله شعار هايي است که جعيت گاه گاه با مشت گره کرده آن را تکرار مي کند.

در همين موقع از سوي دبير خانه شوراي هماهنگي تشکل هاي صنفي فرهنگيان ايران، شاخه چهار محال و بختياري بيانيه اي توزيع مي شود که در قسمتي از آن آمده است: "اگر به هر دليلي تا تاريخ 5 ارديبهشت85 مسوولان از پاسخ به درخواست قانوني تهران جهت بر گزاري تجمع يا راهپيمايي مخالفت نمايندضمن تجمع در 12 ارديبهشت در مقابل ادارات کل، در روز 16 ارديبهشت در شيفت صبح و عصر در زنگ دوم به صورت نمادين در دفتر مدرسه جمع مي شويم."

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۱۳
تگ ها :


 

شايد بايد اين يادداشت را زودتر مينوشتم . در واقع شايد اين تصميم را بايد زودتر ميگرفتم . به هر حال اين تصميم امروز اينجا اعلام ميشود :

وبلاگ خجسته از اين به بعد هيچ نوشته شخصی نخواهد داشت . برايم خودم اصلا خوشايند نيست . بخشی از لذت وبلاگ نويسی برايم همين بود که از خودم بنويسم . ولی شرايط در حال حاضر به گونه ای است که من ترجيح ميدهم اينجا هيچ حرف شخصی ننويسم . شايد وبلاگ ديگری راه اندازی کردم و در آن صرفا شخصی نوشتم . گرچه هرگز جای خجسته را برايم نخواهد گرفت . من اينجا دوستانی دارم که از حضورشان در وبلاگم لذت ميبرم . که اين دوستان را در وبلاگ جديد نخواهم داشت . حداقل تا مدتی نخواهم داشت . نوشتن برای هيچ کس البته خوبيهای خودش را دارد . ولی آنچه که من از وبلاگ شخصی نوشتن انتظار داشتم نخواهد بود . شايد وقتی وبلاگ جديد پا گرفت خجسته را تعطيل کنم .

تا بعد

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۱۳
تگ ها :


 

مثل اينکه آرزويم برای کارگران بر آورده نشد :

مراسم روز جهاني كارگر كه امسال براي اولين بار بنا به دستور صادر كنندگان مجوز برپايي آن، در مقابل لانه جاسوسي آمريكا و در كمال بي‌نظمي برپا شد، پس از حدود 2 ساعت، به دليل ناآرامي و تنش‌هاي پراكنده پايان يافت.
كارگران شعار دادند: «فلسطين رو رها كن، فكري به حال ما كن»، «رييس جمهور ما، برس به فرياد ما» و «عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز، كارگر بيچاره صاحب عزاست امروز» با اين اتفاق حسن صادقي كه سخنانش كمتر جنبه كارگري و داشت گفت كه مي‌خواهد قطعنامه پاياني را قرائت كند كه باز هم طبال‌ها و سنج‌زن‌هاي سيستان و بلوچستان با نظم خاصي سر و صدا راه انداختند و جمعيت نيز مجدداً شعار دادند؛ «فلسطين رو رها كن، فكري به حال ما كن»، «فرانسه رو نگاه كن، فكري به حال ما كن» و ...

امروز روز ايرانی معلم است .يعنی امروز معلم ها بايد نگران باشند ؟ يا چون روز ايرانی معلم است و روز جهانی نیست ، خطری ندارد !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۱٢
تگ ها :


 

تصور کنيد يک آدمی مدام به شما بگه من خيليييييييييييييييييييی دوستت دارم . تو خيلی نازی ، گلی و...... بعد شما بفهميد هرچی درد دل با اون آدم از اول آشنايی تا حالا کرديد مستقيم کف دست طرف مقابل بوده .

عصبانی نيستم ( که اين خودش خيلی عجيبه فکر کنم دارم پير ميشم ! ) ناراحت هم خيلی نيستم ( اين زياد عجيب نيست ) ولی گيجم نميفهمم منظور اون آدم از اينکه مدام به من ميگه خيلی دوستم داره چيه . امروز ميخوام يک زنگ به طرف بزنم و ازش خواهش کنم ديگه به من نگه دوستم داره . همين !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۱٢
تگ ها :


 

فردا روز جهانی کارگر است :

و بيش از نيمی از کارگران ايرانی که کارشان مستمر است قرارداد کار موقت دارند ( مثل خود من ! )

و هنوز تعدادی از اعضای سنديکای کارگران شرکت واحد در حبس هستند .

ولی با اين وجود روز جهانی کارگر پيشاپيش مبارک !

 

پ . ن : روز ايرانی کارگر که نداريم ؟ مثل روز جهانی زن و روز ايرانی زن ! پس اميدوارم فردا کارگران ايرانی کتک نخورند ! توهين نشنوند و....

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۱٠
تگ ها :


 

لطفا خوب به اين شرايط فکر کنيد : دو تا آدم چند سال پيش عاشق هم شدند . و بعد از چند وقت با هم ازدواج کردند ( خانواده ها مخالفتی نداشتند ) . زندگی خوبی رو شروع کردند . و ادامه دادند . حالا هم هيچ مشکل خاص و قابل بيانی ندارند فقط هر دو ( هر کدوم به نوعی ) حس ميکنند زندگی مشترکشون خالی شده . خالی از عشق . از هم بدشون نمياد ولی خبری از اون عشق هم نيست . زندگيشون تلخ نيست . بی مزه است ! شما به اين زوج پيشنهاد ميکنيد که جدا بشوند يا همينطور ادامه بدهند .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۱٠
تگ ها :


 

اينجانب پس از موفقيت در راه محو کردن گوشی موبايل سابقم از صفحه روزگار - پس از پيروزی بر تنبلی (اتساع ضد مافوق ) - به خيابان جمهوری مراجعه نموده و يک دستگاه گوشی موبايل ديگر ابتياع نمودم . ولی از آنجاييکه خيلی بر تنبليهايم غلبه کرده بودم . حال گشتن به دنبال گوشی نداشتم . بنابراين از همان مغازه اول يک گوشی همان مدل گوشی فقيد خريدم . البته برای تنوع رنگ را عوض کرديم ( اين يکی نقره ای است )

القصه اينجانب شماره تلفن همه دوستان را از دست داده ام لذا خواهشمندم دوستان عزيز به طريق مقتضی ( ايميل ، اس ام اس ، تماس تلفنی و.... ) شماره شان را برای اينجانب ارسال فرمايند قبلا از همکاری شما سپاسگزارم !!!!

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٦
تگ ها :


 

عيب می جمله بگفتی هنرش نيز بگو :

رييس جمهوري در نامه‌اي به محمد علي آبادي رييس سازمان تربيت بدني دستور داد با برنامه ريزي صحيح و مقتضي شئون بانوان، بخشي از مرغوب‌ترين مكان‌هاي تماشاگران در ورزشگاه‌هايي كه مسابقات فوتبال ملي و مهم برگزار مي‌شود، بطور ويژه به بانوان و خانواده‌ها اختصاص يابد.

اما مثل اينکه رئيس جمهور قبلش  يادش رفته بود از بزرگتر ها اجازه بگيره :

آيت الله محمد فاضل لنكراني عصر (سه شنبه) با صدور فتوايي، حضور بانوان را در مکانهاي عمومي ورزشي که همراه با اختلاط است به هيچ وجه جايز ندانست.

راستش من چندان دل خوشی از اين دستور رئيس جمهور ندارم . امروز شنيدم که مسئولين تربيت بدنی گفته اند . فقط بانوان متاهل ميتوانند از اين امکان بهره ببرند . و تا بتوان اين دستور رئيس جمهور را اجرا کرد به زمان احتياج هست و..... مصداق شاه ميبخشه عليشاه نميبخشه .....

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٦
تگ ها :


 

مثل اينکه دوباره چند تا از دوستانمون فيلتر شدن . گويا چند تا آی . اس . پی . جادی رو فيلتر کردن . ولی جادی طرحهای جالبی داره :

اما اگر جادی.نت فیلتر شد چی ؟ جریان خیلی پیچیده نیست: فعالیت من بیشتر می شه. مطئنا یک وبلاگ جدید باز می کنم به آدرس JadiNet.Blogfa.com و با تمام وجود و تا پای همه چیز جریان این سانسور رو دنبال می کنم. در عین حال سعی می کنم دوستان سانسور شده دیگه رو هم هماهنگ کنم تا با هم کار کنیم. اونجا آدرس وبلاگ جدیدم رو هم خواهم داد که توش نظراتم رو خواهم نوشت ولی بی پرده تر.

و www.jadi.net فعلی و عزیزم رو هم نگه می دارم ولی تبدیل اش می کنم به یک وبلاگ انگلیسی. من روزانه بیشتر از ۱۰۰۰ نفر خواننده از خارج از ایران دارم. مطمینا وبلاگم رو برای اونها نگه می دارم ولی انگلیسی تر، فعال تر و اجتماعی تر. راستی یک تی شرت «وبلاگ من فیلتر شده» هم می پوشم کل تابستان ! خلاصه ؟ اگر فیلتر بشیم تازه خنده و شوخی شروع می شه !

البته این احتمال هم هست که کل جریان یک اشتباه باشه و مشکل فردا و پس فردا بر طرف بشه. در اون صورت به شکل سابق ادامه خواهم داد و کمی با هم به این جریان خواهیم خندید.

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٥
تگ ها :


 

بعد از حجاب

نوبت به ماهواره رسيد

در جريان انتخابات رياست جمهوري، راستگرايان تندرو در واکنش به شايعه اعمال محدوديت هاي اجتماعي در کشور در صورت پيروزي نامزدشان، ضمن تکذيب چنين شايعه هايي آنها را برنامه اي سازماندهي شده براي تخريب محمود احمدي نژاد ذکر کرده بودند.

مهدي کلهر در همان هنگام با حضور در يک برنامه تبليغي تلويزيوني اعلام کرد مسائلي مانند برخورد با پوشش زنان و جوانان، يا برخورد با کساني که تجهيزات دريافت شبکه هاي تلويزيون ماهواره اي را دارند،به هيچ وجه در دستور کار احمدي نژاد نيست و شهروندان به هيچ وجه دچار محدوديت نخواهند شد. مشاور فرهنگي محمود احمدي نژاد همچنين، درمناظره اي تلويزيوني عدم ممنوعيت ماهواره در دولت آينده را وعده داد و عنوان کرد که "ممنوعيت ماهواره توهين مستقيم به شعور ملت است." سخني که به نظر نمي رسد مردم به اين زودي ها فراموشش کنند.

اکنون اما هنوز يک سال از نشستن احمدي نژاد بر کرسي رياست دولت نگذشته که گشت ارشاد براي مبارزه با بدحجابي راه افتاده و از هفته گذشته اظهارات مربوط به جمع آوري و برخورد با دارندگان آنتن هاي ماهواره اوج گرفته است. جواد آرين منش، معاون کميسيون فرهنگي مجلس چندي پيش ضمن انتقاد ازعملكرد نيروي انتظامي درباره برخورد با بدحجابي و ماهواره گفته بود: "نمي‌‏توان برخورد با هنجار شكني را صرفا كار فرهنگي دانست، بخشي از برخورد با آن جزو وظايف نيروي انتظامي است كه نبايد در اين زمينه اغماض كند." او تاکيد کرده بود که "قانون منع نصب ماهواره مصوب مجلس است اما به راحتي ماهواره‌‏ها بر پشت بام‌‏ها نصب مي‌‏شود بدون اينكه برخورد صورت گيرد."

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٤
تگ ها :


 

من پس از تلاشهای فراوان البته با حمايت بی دريغ همسرم ! موفق شدم که گوشی موبايلم را به کلی از هستی ساقط کنم . و امروز خيال دارم که يک گوشی جديد بخرم . ولی کی حال داره تا خيابان جمهوری بره ؟!!!

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۳
تگ ها :


 

تصاوير آغاز طرح مبارزه با بدحجابی

چون تمام اين سالها سخت گيری در مورد حجاب خيلی خوب نتيجه داده ! پس اين مبارزه همچنان ادامه داره نه نيروی انتظامی خسته ميشه نه زنان هر دو کار خودشون رو ميکنند . از اون گذشته پليس ما هيچ وظيفه ای جز مبارزه با بدحجابی نداره ! چون هيچ مشکل ديگه ای تو کشور وجود نداره :

کاهش سن اعتياد:

زنگ خطر براي نسل جوان

بر اساس آماري که از سوي يکي از معاونين آموزش و پرورش در استان آذربايجان شرقي اعلام شد، بيش از 60 درصد معتادين ايران را نوجوانان 14 تا 16 ساله تشکيل مي دهند.

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/۳
تگ ها :


 

آيا به آينده ايران اميدی هست ؟ اين سوال را کاملا جدی میپرسم . يک زمانی من معتقد بودم که اميدی هست و برای دستيابی به کشوری بهتر من بايد تلاش کنم . سعی کنم بيشتر بدانم و بر طبق دانسته هايم عمل کنم و دانسته هايم را انتقال بدهم . و فکر ميکردم کسانی که مثل من فکر ميکنند در اکثريت هستند . ولی حالا به اين نتيجه رسيده ام که در اقليت هستم . و اکثريت مردم ايران فکر ميکنند ايران همين طور که هست خيلی هم خوب است . مرز پرگهر ، هنر نزد ايرانيان است و بس و همين نوع حرفها و شعارها .

آيا من به عنوان يکی از افراد اين اقليت حق دارم که اميدوار باشم روزی اين اکثريت مثل من فکر کنند ؟ آيا آن روز آنقدر دير نيست که ....* از ايران رفتن يک انتخاب است که من هنوز آن را خوش ندارم ولی به نظرم بايد جدی تر به اين انتخاب فکر کنم . خصوصا که ديگر در ايران ماندن حتی به معنای در کنار عزيزان ماندن هم نيست !

 

* : اين جمله خودم من را به ياد لطيفه ای انداخت . کسی هميشه بليط بخت آزمايی ميخريد تا اينکه وقتی ۹۰ ساله شد بليطش برد و تصميم گرفت با آن پول دستشويی عمومی بسازد تا مردم بش....ند به شانسش ! حالا حکايت ماست . ميترسم وقتی آنچه که اميدواريم رخ بدهد ، رخ بدهد که اميد داشتن يا نداشتن فرقی به حال ما نداشته باشد .  

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٢
تگ ها :