خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

آنجا که مهر تمام ميشود من آغاز ميشوم
امروز پا به 30 سالگي گذاشتم
تولدم مبارک

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۳٠
تگ ها :


 

جايي ميخواندم که ريشه اکثر مشکلات رواني انسانها از نياز به تائيد ناشي ميشود و معني اين نياز اين است که انسانها اغلب خودشان رابه خودي خود دوست ندارند . دوست داشتن خودشان بي قيد و شرط نيست .در واقع انسان بين دوست داشتن خودش و ديگران بايد تفاوت قائل باشد و بداند اين دوست داشتن ها از يک جنس نيست ما بايد خودمان را تحت هر شرايطي دوست داشته باشيم . شايد دوست داشتن ديگران در اکثر موارد مشروط باشد و مشکلي هم ايجاد نکند ولي در مورد شخص خودمان بايد بتوانيم علي رغم تمام کاستي ها و ناتواني ها و عييها خودمان را دوست داشته باشيم و به خومان محبت کنيم
من خودم اين قضيه را قبول دارم و  بارها تجربه کرده ام که وقتي آدمي براي خودش دوست داشتني نيست چه رخ ميدهد . ولي اغلب موارد محبت کردن به خودم را بلد نيستم . بلد نيستم به خودم رسيدگي کنم ( يا اصطلاحا به خودم حال بدهم ) وقتي آدم درگير مشکلات رنگارنگ ميشود بايد بلد باشد خودش به خودش محبت کند تا فرسوده نشود من حدس ميزنم اين تکنيک در فرهنگ ما آموزش داده نشده و هر گونه تلاشي در اين زمينه به خودخواهي تعبير ميشود و در فرهنگ ما خودخواهي هم صفتي است کاملا نکوهيده . راستش دقيقا نميدانم که فرهنگها ديگر با اين قضيه چگونه برخورد ميکنند ولي حدس ميزنم در فرهنگهايي که انسان به خودي خود ارزش دارد و ارزش انسان به واسطه عقيده و رفتارو پول و.....نباشد با اين موضوع بهتر برخورد ميکنند . به نظرم انسانها در اين فرهنگها بهتر از ما ميتوانند به خودشان محبت کنند برايم جالب است که نظر کساني که با فرهنگهاي ديگري از نزديک آشنا شده اند را در اين مورد بدانم مثلا کساني که سالها در کشور ديگري با فرهنگي متفاوت زندگي کرده اند

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٤
تگ ها :


 

کيست که وقتي بچه بوده پاهايش را محکم در چاله پر آبي که کنار پياده ور بوده فرو نکرده و بعد موقع راه رفتن مدام پشت سرش را نگاه نکرده که رد پايش را ببيند و کيست که وقتي در بزرگسالي کودکي را در حال تماشاي رد پايش ميبيند ياد کودکي نیفتد و هوس و شيطنت نکند .
دلم کودکي و شيطنت ميخواهد . دلم نو جواني و عصيان ميخواهد . دلم جواني و عشق ميخواهد کسي هم نيست که بگويد بچه که هرچه بيند نبايد بگويد ميخواهم اين حرفها امروز از مد افتاده فقط به درد دوره کودکي ما ميخورد . البته خدا ميداند که نسبت خردسالي ما با کودکي کردن دقيقا چه بود
روز جهاني کودک مبارک .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱٧
تگ ها :


 

من به تازگي به کمک يکي از دوستام يک نکته بامزه در مورد سريالهاي ايراني کشف کردم : زناني که قصد دارند از خانه شوهرشان قهر کنند و مثلا به خانه پدري برگردند درخانه شوهرشان فقط لباس دارند . کتاب که اصلا انتظاري ندارم ولي اين خانمهاي محترم پول ،  طلا ، لوازم آرايش يا حتي يک يادگاري ارزشمند ندارند که بخواهند همراهشان باشند گذشته ازبيشتر شخصيتهاي سريالهاي تلويزيوني که تقريبا کمترين شباهتي به آدمهاي واقعي دارند اين زنان به نظرم فقط هستند که باشند و تقريبا هيچ هويت انساني ندارند .

پ . ن (کاملا بي ربط ) : دوستان عزيز اين وبلاگ معمولا زودتر از 2 هفته به روز نميشود . به نظرم بهتر است کمتر اينجا سر بزنيد . مدتهاست هر حرفي براي نوشتن در اينجا به نظرم ميرسد يا تکراري است يا بي مزه يا بيفايده . راستش فقط زماني چيزکي مينويسم که دلم براي نوشتن در اينجا تنگ شده باشد که آن هم دير به دير رخ ميدهد .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۱
تگ ها :