خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

معیار انتخاب

دو تا از همکارام کنار میز من دارن در مورد انتخاب بین دو مدل چراغ قوه صحبت میکنن . و به نتیجه نمیرسن اولی معتقده مدل آ بهتره و دومی معتقده مدل ب بهتره . سومی رو صدا میکنن که نظر اون رو هم بپرسن .

اولی : به نظر تو کدوم بهتره؟

سومی : مدل ب

اولی : آخه چرا ؟ این دو تا رو از فاصله یه متری بنداز زمین ببین کدوم سالم میمونه

سومی : اینکه دلیل نمیشه این یکی مدت شارژش طولانی تره , ارزونترم هست.

دومی : آخه این معیار انتخابش همیشه همینه گوشی موبایلش رو هم همینجوری خریده !

سومی : ببینم تو معیارت برای انتخاب همسرت هم همین بوده ؟

 

 

من رو تصور کنین در این شرایط که دارم از خنده منفجر میشم !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٩
تگ ها :


بیا کنارم....

من به یه کشف جدید نائل آمدم و اون اینه که بلد نیستم ابی گوش ندم ! ولی برای اینکه افسرده نشم یه آهنگ شاد از ابی رو گوش میدم :
بیا کنارم ، سرو ناز بی تاب......گل بهارم ، در انتظارم ...حریق سبزی ،  بیا کنارم....
و چون آهنگ بعدی و قبلی هم نوستالژیک و هم افسرده کننده بودند این آهنگ رو گذاشتم رو مود تکرار و تا این لحظه ۱۳۸۷ بار گوش کردمش !
 
مرسی دوستم که این آهنگ رو پیشنهاد دادی . حالی کردم مبسوط !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٥
تگ ها :


خبر جدید

در راستای نیاز به آهنگهای شاد غیر جفنگ . اولا که از راهنماییهای همه دوستان تشکر میکنم . نتیجه کلی این بود که ترجیحا ایرانی گوش ندم . اما ثانیا اگر یه وقتی نیاز  به ایرانی شاد غیر جفنگ داشتین من ویگن رو پیشنهاد میدم . که هم اکنون موفق شدم یک سلکشن شاد غیر جفنگ از خواننده فقید ویگن درست کنم و روی غضنفر کپی کنم !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٤
تگ ها :


استمداد

دوستان این غضنفر من رو که همگی میشناسین انشا الله , غضنفر مهمترین همدم من در طول ساعات اداریه . و همونطور که لابد بازم میدونید حدود نصف حجمش سلکشن ابیه . بقیه اش هم گوگوش , سیاوش قمیشی و داریوش ! خلاصه که وقتی آدم فقط کمی استعداد دپ شدن داشته باشه این عزیزان هم سنگ تموم میذارن و حال واحوال آدم رو به صورت بی ادبانه ای به فنا میدن . حالا من درخواستم از شما عزیزان اینه که راهنماییم کنین که چی گوش بدم . من دنبال یه آهنگایی هستم که شاد باشن ولی جفنگ نباشن . یعنی به جز موقع رقصیدن هم بشه شنیدشون . دوستان فراموش نکنید هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستم.  

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢۳
تگ ها :


کارمندان وظیفه شناس

با عمو خارجی که حرف میزنم به این نتیجه میرسم که یکی از مهمترین وظایف کارمندان فرودگاه به ویژه گمرک فرودگاه اینه که ایرانی های مقیم خارج کشور که فکر میکنند وضع مملکت درست شده رو از اشتباه در بیارن !


دیدی باز عمو رفت
؟

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٢
تگ ها :


مو های بلند من !

زنگ میزنم به آرایشگاه که برای براشینگ موهام وقت بگیرم . خانومه ازم می پرسه موهاتون بلنده یا کوتاه ، من میگم بلند.......یه حالی کردم ! از بچگی تا حالا هیچ وقت موهام انقدر بلند نشده بود !

 

 

پ. ن. : دوستان عزیز براشینگ در کلمه یعنی برس کشیدن و اصطلاحا یعنی سشوار کشیدن و حالت دادن مو! فکر نمیکردم کسی ندونه !

 

 

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٩
تگ ها :


خوش میگذرانیم !

دیر به دیر به اینجا سر میزنم ؟
دلایل خوب و خوشحال کننده ای دارم .
اول اینکه با یه تعداد برو بچ دیوانه ( گروه کوهنوردی و کارتون تماشاکنون سابق ) یه وبلاگ گروهی زدیم . که البته فقط برای خودمون جذابیت داره . وبلاگ ۳۵ نویسنده داره . که البته تقریبا همین ۳۵ نفر هم فقط خواننده هاش هستن . اصلا پیشنهاد نمیکنم برین به این وبلاگ سر بزنین . چون میفهمین من چقدر میتونم خل و چل بشم . باور کنین یا نه . خوندن و نوشتن تو این وبلاگ یکی از تفریحات این روزهای منه . خیلی خوش میگذره . هربار با خوندن کامنتها انقدر میخندم که دل درد میگیرم !
دومین دلیل اینه که این عمو خارجی من بود ، خوب اومده ایران و این یعنی که داره خیلی بهم خوش میگذره . فردا شب هم با اعضای خانواده مهمون ما هستن به صرف کباب تابه ای دبش !


خلاصه که اگه نیستم دارم خوش میگذرونم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٢
تگ ها :


اعتیاد !

من معتادم . به خیلی چیزها ، نوشتن ، رمان خواندن ، سودوکو (یا هر معمایی) حل کردن ، آب یخ نوشیدن .....و به اس ام اس ! ولی نکته اینجاست که نمیدانم چه میشود که یک پیامک را پینگیلیش مینویسم دیگری را اینگیلیش ! جایی خواندم که زبان مادری آدم سنگین است . یک کلماتی یک بار سنگینی از احساس دارند . برای همین به کار بردنشان سخت میشود . اینکه بگویی عاشقت هستم خیلی سخت تر و سنگین تر از این است که بگویی I love youشاید این یک دلیلش باشد . شاید هم یک دلیلش این باشد که آدمی مثل من خیلی از تجربیاتش را از روی فیلمهای عمدتا انگلیسی زبان آموخته است . من در زبان مادری برای خیلی از کارهایم الگو ندارم ! من آنقدر که در فیلمهای انگلیسی زبان شنیده ام I love you در فیلمهای فارسی یا مکالمات روزمره نشنیده ام عاشقت هستم یا حتی دوستت دارم .این میشود که وقتی بخواهم چنین ابراز احساسی بکنم ناخودآگاه زبان انگلیسی را انتخاب میکنم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٦
تگ ها :


میخوام برم کوه ؟

میخوام برم کوه ؟

شکار آهو ؟

نه......دلم میخواد یه داستان بنویسم ......یه داستان بدون خواننده ، برای دل خودم....هر کی که توی دل من باشه خودش میتونه داستان رو بخونه !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۳
تگ ها :