خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

بشین بنویس دختر جان!

 

می گوید:" این حرفها به تو چه بشین بنویس. ما ایرانی ها حقمونه که داستانهای بهتر و بیشتری بخونیم. خودت رو انقدر درگیر سیاست نکن. سیاست میگذره اونی که موندگاره هنره..."

یک حرفهایی برای دفاع از خودم می زنم اما حرف اصلی ام را نمی دانم چرا یادم می رود که بگویم. فکر می کنم به تمام داستانهای نوشته شده و چاپ نشده، اجازه چاپ نگرفته و توقیف شده و.... من اگر به فکر فضای بازتری هستم دقیقا دارم صنفی فکر می کنم و عمل می کنم. این تقصیر من نیست که اینجا اگر رویایت نوشتن باشد و انتظار خوانده شدن داشته باشی دستان سیاست مداران تا هزارتو های رویاهای تو را هم می کاوند. من رویایم نوشتن است و آرزویم خوانده شدن، ظاهرا سیاسی نیست ولی همه می دانیم که ربط دارد به سیاست متاسفانه!

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢٧
تگ ها :


خبر جدید

 

اینجانب دارای یک عدد لپ تاپ سونی بسیار زیبا به نام سفید برفی می باشم.

نام برده در خانه و به صورت خودمانی برفی صدا می شود!

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٢۳
تگ ها :


ساناز هستم یک مسافر

 

یادش به خیر، قدیما (یعنی تقریبا ٣ هفته پیش) من یک معتاد بودم. معتاد به پیامک! حضرات لطف کردند و سیستم ارسال پیام کوتاه رو قطع کردند و من مجبور شدم این اعتیادم را درمان کنم. به سادگی دیدم زندگی بدون پیامک هم ممکن است. حالا من می توانم ادعا کنم که در حال حاضر پاک پاک هستم و اعتیادم درمان شده.

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٤
تگ ها :


چهارراه خس و خاشاک

 

ظهر داغ تابستان

چهارراه خسته

شمارنده قرمز می گوید:

تا چراغ سبز سی ثانیه

شمارنده اما روی صفر می ماند

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱۳
تگ ها :


من چه کارهایی نمی کنم؟

 

اول: من از همه خوانندگان اینجا یک خواهش دارم:

من برنامه های صدا و سیمای جمهوری(!) اسلامی ایران را نمی بینم. لطفا کالاهایی که در این شبکه ها تبلیغ می شوند را در کامنتها بنویسید، تا از این کالاها نخرم. و البته موقع نخریدن، دلایلم را با صدای بلند، هم برای فروشنده و هم خریداران دیگر حاضر در فروشگاه توضیح خواهم داد.

دوم: یک خواهش دیگر هم دارم:

من دیگر پولی در صندوق های صدقات نمی ریزم. اگر گروه خیریه غیر دولتی قابل اعتمادی می شناسید، لطفا به من معرفی کنید تا اگر قصد انجام کار خیریه ای داشتم به این گروه های خیریه خصوصی قابل اعتماد کمک کنم.

سوم: من از پولهایم در خانه نگهداری می کنم. نتیجه زحماتم را به هیچ بانکی نمی سپارم.

 

چهارم: شما چه کار نمی کنید؟

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٩
تگ ها :


آغاز تابستان-آغاز یک زندگی

 

در بین تمام این خبرهای ناخوشایند، من امروز یکی از بهترین خبرهای عمرم را شنیدم: من امروز عمه شدم.

بردیا خجسته سمیعی همزمان با آغاز تابستان ٨٨ زندگی اش را آغاز کرده. عزیز دلم امیدوارم زندگی شاد و خوبی داشته باشی و این شانس را داشته باشی که در ایرانی آزاد و آباد با خوشبختی زندگی کنی.

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱
تگ ها :