خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

سوگواری

سوگواری همیشه هم برای یک انسان مرده نیست، یا حتی انسان رفته. گاهی سوگواری برای حسی است که دیگر نیست. خیلی ملایم و روز به روز و ناگزیر، دیگر نیست. 

باید یک روز بنشینی و باور کنی که دیگر نیست. اشک بریزی و تمام! دیگر برای دوباره زنده کردنش تلاش هم نکنی. به فکر شناخت احساسات جدید باشی و زندگی کردن با همینی که هست. 

زندگی چرا انقدر سخت است؟

 پ. ن. : خوبم. نگران نباشید. خاک بر سر هورمون‌ها کلن. 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱٩
تگ ها :


ترس

داشتم برایش می‌گفتم که من آدم محافظه‌کاری هستم. همان موقع حرفم را قطع کرد که نه تو خیلی هم آدم شجاعی هستی....

اگر وقتی کسی به نظرتان خیلی شجاع آمد فکر کنید شاید این فقط ظاهر قضیه است. آن آدم هم شاید توی دلش پر از ترس است. فقط فرقش این است که آن ترس‌ها برایش تصمیم نمی‌گیرد. راستش به نظر من هر آدمی توی دلش ترس‌هایی دارد. شاید مثلن ترس کسی از حسرت باشد. بله کسانی هستند که کارهایی می‌کنند که در آینده حسرتش را نداشته باشند. از ترس حسرت آینده است که به نظر بقیه جسور می‌رسند. 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱۸
تگ ها :