خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

آزمودم عقل دوراندیش را

امروز روز سوم است که پشت میز شرکت جا نمی‌شوم. می‌دانم که باید کاری کنم. می‌دانم دلم چیزی از من می‌خواهد که هنوز نمی‌دانم چیست. چیزی از جنس خوش‌گذرانی، بی‌مسئولیتی (گوشتان را بیاورید نزدیک‌تر، چیزی از جنس دیوانگی حتی) 

به تقویم نگاه می‌کنم. 

با تصمیماتم در صلحم. حتی دلم هم شکایتی ندارد. اما زیادی عاقل بوده‌ام در این یک سال گذشته. 

گمانم برای حفظ تعادل هم که باشد، لازم است اندکی دیوانه سازم خویش را.

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢٧
تگ ها :


هنوز هستم

گمانم از 13 سال پیش که وبلاگ‌نویسی را شروع کردم، این اولین بار است که به مناسبت تولدم اینجا چیزی ننوشته‌ام. تولد امسالم یکی از بهترین تولدهایم بود. اگر اینجا چیزی ننوشته‌ام شاید یعنی باید باور کنم دوره وبلاگ‌نویسی برای من سپری شده. دیگر به جدیت سابق نیست. اما هنوز دوست دارم اینجا برقرار باشد. مثل خانه مادربزرگ که همه هر از چندی به آن سر می‌زنند حتی اگر دیگر رونق سابق را نداشته باشد. 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٥
تگ ها :