خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

دو روز واقعا کم است

آخر هفته باید یکی دو تا برنامه هیجان‌انگیز دوست‌داشتنی داشته باشد. وقت کافی برای استراحت و بعد رسیدگی به کارهای روزمره و زمانی برای هیچ کاری نکردن، موظف نبودن، با خیال راحت لم دادن و کتاب خواندن قهوه نوشیدن. 

حس می‌کنم آخر هفته‌هایم رو کسی، چیزی، از من دزدیده. از دست بنگاهی‌ها که "خدا بذاره" دارم خلاص می‌شوم. از دست مهمانی‌های خانوادگی هم خلاص بشوم به امید همون خدا اگه بذاره. 

ولی از همه این حرف‌ها گذشته دو روز تعطیلی آخر هفته برای من کم است. اگر شنبه یا چهارشنبه تعطیل نمی‌شود، لطفا دوشنبه‌ها تعطیل باشد. 

شاید هم زیادی خسته‌ام، ذهن و بدن و روانم خسته است. اما به نظرم با وجود همه خستگی‌ها خوب عمل کردم و به چیزهایی که برنامه‌ریزی کرده بودم رسیدم به اضافه چند تا احساس خوب و اعتماد قلبی بیشتر، لابد به عنوان جایزه اینکه دختر خوبی بوده‌ام.

اما به هر حال لطفا دوشنبه‌ها تعطیل باشد. 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢٠
تگ ها :


انتخابات تمام شد، اما همچنان ترامپ، کلینتون

گمانم این روزها هر کسی حرفی درباره ترامپ شنیده باشد و متقابل واکنشی نشان داده باشد و حرفی زده باشد. جمله‌ای که به درستی نشنیده‌ایم جمله‌ای است که با "همه مردها..." شروع شده باشد. اما اگر هیلاری کلینتون رئیس جمهور شده بود تا همین الان چندین بار شنیده بودیم. "همه زن‌ها همینن...." ، "خوب چون زنه..." اگر خواستید برای کسی برخورد جنسیتی را توضیح بدهید، گمان این مثال کافی باشد. 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/۱۳
تگ ها :


اندر احوالات نوشیدنی‌های گرم در زمستان

خوب به سلامتی پیاده‌روی در هوای آلوده یک تپش قلب محسوسی برام به ارمغان آورده. همین جوری خودجوش فکر کردم مصرف قهوه رو محدود کنم، شاید کمکی کرد.

یک دونه قهوه صبح که حکم آلارم رو داره، نخورم خوابم. قهوه ساعت ده صبح رو با چای خواستم جایگزین کنم و ناگهان به یک کشفی نائل آمدم، چای رو نه خیلی داغ دوست دارم بخورم و نه وقتی سرد شده. یک درجه حرارت خاصی است که چای برام دوست داشتنیه که گمونم 30 ثانیه بیشتر دوام نداره. در عوض قهوه رو از داغ تا یخ دوست دارم. اینه که ماگ قهوه کنار میز کار می‌تونه همراهم باشه برای ذره ذره نوشیدن، ولی چای ماگزیمم یه جرعه‌اش رو می‌تونم با لذت بخورم.

که چی؟ هیچی به خدا! قرار نیست هیچ تشبیهی به هیچ واقعه دیگه زندگی‌ام بکنم. همین جوری واقعا دلم خواست فقط به تفاوت چای و قهوه بپردازم و یواش یواش بفهمم چرا قهوه رو به چای ترجیح می‌دم. چرا می‌تون چای رو کلا از زندگی‌ام حذف کنم. اما قهوه رو نه.

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٦
تگ ها :


اولین شنبه بهمن 95

از اون شنبه‌هاست که موقع صبحانه خوردن پشت میز کوچک آشپزخانه، همه دلایل برای اشک ریختن فراهم است، ماجرای آتش‌نشان‌ها و امیدی که هر لحظه کم‌رنگ‌تر می‌شه، ترامپی که جایگزین اوباما می‌شه، و سارایی که دوباره برمی‌گرده به نیم‌کره جنوبی. چه خوبه که فردا تولدشه. بهترین بهانه برای پاک کردن اشک‌ها و از جا بلند شدن و لبخند زدن و جشن گرفتن.

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢
تگ ها :