خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

صبح 30 اردیبهشت 96

به ما می‌گفتن 4 درصد؟!؟

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٢/۳٠
تگ ها :


بله رای می‌دهم، و بله به روحانی رای می‌دهم

بخشی از بلوغ به گمان من پذیرش این نکته است که هر لحظه زندگی انتخاب است. انتخاب کردن یک امکان و رها کردن همه امکان‌های دیگر و ایستادن پای انتخاب‌ها. و چسم بستن بر تمام آنچه که با رها کردن بقیه انتخاب‌ها از دست می‌روند.

راهی برای انتخاب نکردن وجود ندارد. حتی هیچ کاری نکردن هم یک انتخاب است و انسان بالغ باید یاد بگیرد پای نتایج همین هیچ کار نکردنش هم بایستد. انتخاب کردن راه انفعال، منجر نمی‌شود به در امان بودن از هزینه‌ها.

گاهی هم ما در انتخابی شریکیم با دیگران، اینجا دیگر یا انتخاب می‌کنی یا تن می‌دهی دیگران برایت انتخاب کنند. باز هم انتخاب نکردن یک انتخاب است. و پذیرفتن نتیجه انتخاب دیگران را در دل خودش خواهد داشت. 

از وجود آدم‌هایی مثل من، با دغدغه‌های مشابه من سال‌‌ها چشم‌پوشی شده. اما من باور ندارم چاره من هم چشم‌پوشی کردن از آدم‌های متفاوت است. بله در این کشور آدم‌هایی وجود دارد عاشق جمهوری اسلامی با تمام ویژگی‌هایش. آدم‌هایی وجود دارد با تفکر سنتی و مذهبی. آدم‌هایی وجود دارد با عقاید مخالف عقاید من. من خیال ندارم، سعی کنم نظر آن‌ها را عوض کنم، تا مشابه من رای بدهند. من فقط نگرانم آدم‌هایی که مثل من فکر می‌کنند، انتخاب نکنند و تن بدهند به نتیجه انتخاب دیگران. من فقط می‌ترسم ما به "خواب صبح جمعه" و "به هر حال همه رئیس‌جمهورها دو دوره پشت سر هم انتخاب می‌شوند" و "نتیجه از قبل معلومه" و "سگ زرد برادر شغاله" و "رای دادن مشروعیت دادن به کل نظام است"، ببازیم.

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٢٦
تگ ها :


ثبات قدم

در تمام کودکی و نوجوانی و سال‌های آغاز جوانی، تنها یک کتاب بود که نیمه‌خوانده رها کرده بودم. آن هم گمانم هشت ساله بودم و فضای سرد و خاکستری کتاب جذبم نکرد. در تمام سال‌های بعد من آدمی بودم که وقتی کتابی را در دست می‌گرفتم تمامش می‌کردم. وقتی تصمیمی می‌گرفتم پای تصمیمم می‌ایستادم. حتی اگر دیگر آن تصمیم باب میلم نبود. راهی که شروع شده بود،برنمی‌گشتم. قول می‌دادم و هرچقدر سخت به قولم عمل می‌کردم. 

یک بار دوستی درباره کتاب‌های نیمه خوانده گفت،" اگر خواندن کتابی سخت است، رهایش کن، دنیا پر از کتاب‌هایی است که ارزش خواندن دارد و تو هم از خواندنش لذت می‌بری، عمرت را تلف نکن برای کتابی که مخاطبش نیستی."

کلید همین جا بود، "عمر" آن دیدگاهی که هر راهی را شروع کردی باید تا مقصد ادامه بدهی، یک هزینه قطعی را نادیده می‌گیرد، زمان. زمان که مهم‌ترین سرمایه محدود ماست. وقتی نگاه به زندگی به چشم یک فرصت محدود باشد، خیلی وقت‌ها انصراف دادن پیش‌گیری از پیش‌آمد بد است. جلوی ضرر را گرفتن است که خودش منفعت است. 

گاهی انصراف ندادن چیزی نیست جز چشم بستن بر روی همه هشدارها، گوش ندادن به شهودی که به تو می‌گوید الان که فرصت برگشتن داری، برگرد.

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٦
تگ ها :


یا حضرت اسنیپ

 

هرماینی گرنجر درونم دوباره هوس معجون‌سازی زده به سرش. هی فکر می‌کنم چی رو با چی چقدر قاط کنم، چی می‌شه؟

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/٢/٤
تگ ها :