خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

خوش به حالشون

 

دارم فیلم می‌بینم. (خفن فیلما که تو باشی!)* بعد آقای کاراکتر مرد فیلم به سرکار خانوم کاراکتر زن فیلم می‌فرمایند که بیا بریم یه جزیره مدیترانه‌ای و ایشون هم می‌فرمان بریم. به همین راحتی. نه فکر ویزا، نه خرج سفر، نه مرخصی، نه اینکه حالا اونجا به ما که به هم محرم نیستیم اتاق اجاره می‌دن یانه....رسما چند دقیقه از فیلم رو از دست دادم و مجبور شدم برگردم و دوباره ببینم اون چند دقیقه رو. این بار حواسم به فیلم بود ولی نمی‌تونستم جلوی خودم رو موقع گفتن خوش به حالشون بگیرم.

 

* :youth without youth

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧
تگ ها :