خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

دم خروس

 

در این دوره شش داستان نوشته‌ایم به این قصد که در هر یک گزاره‌ای درباره یک مفهوم را به خواننده اطلاع بدهیم و در آخر قرار شد که با جمع بندی تمام گزاره‌هایمان یک گزاه کلی بنویسیم که مفهوم تمام گزاره‌های قبل را دربر بگیرد.

سخت‌ترین کلاس نوشتنی بود که تا به‌حال پشت سر گذاشته‌ام. و به من بیشتر از نوشتن چیزهایی یاد داد:

شادی : تقریبا همه ما شادی را در نبودنش تعریف کردیم. شادی چه چیزی نیست. جای خالی شادی....

گزاره نهایی : با آنکه فقط یک گزاره مستقیم مربوط به مرگ نوشته‌بودم اما در گزاره نهایی‌ام آنچنان حضور مرگ پررنگ بود که خودم را ترساند. در گزاره‌های زمان، ترس، عشق، حتی زیبایی و شادی هم جای پای مرگ دیده می‌شد.

دیروز بعد از کلاس فکر می‌کردم حتی اگر عمدا و خودآگاهانه هم بخواهیم گزاره‌ای را که در عمق جانمان به آن اعتقاد نداریم به مخاطب انتقال بدهیم، جایی دم خروس ناخودآگاهمان می‌زند بیرون و رسوایمان می‌کند.

 

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٦
تگ ها :