خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

7

 

پسرعمه‌ها برگشتند ایتالیا. من نرفتم. چون از قبل برنامه‌ریزی نکرده‌بودم قیمت بلیط برایم گران تمام می‌شد، گران‌تر از آنچه که بیارزد. (ایرانی‌های مقیم اروپا چقدر طول می‌کشد که به این همه نظم و برنامه‌ریزی عادت کنند؟ ) پسرعمه‌ها را دیده‌ام و برای دیدن فلورانس بازهم وقت دارم. شاید هم آخرهای تعطیلاتم یک سفر یک‌روزه برای فلورانس ترتیب بدهم.

دیدن هرروزه فیس بوک توی سفر ریسک دارد. خبرهای فیس بوک همیشه خوش نیست. معصومه و آیدا....لعنت به جاده‌ها اگر معنایشان جدایی است. نمی‌توانم باور کنم. دلم می‌خواهد فکر کنم فقط رفته عید دیدنی خانه پریسا.

امروز هوا آفتابی است نزدیک به دو ساعت پیاده‌روی کردم همراه دخترعمو و زن‌عمویم. از ترس اینکه دوباره هوا ابری و بارانی بشود خودم را دارم با هوای آزاد خفه می‌کنم (صنعت تضاد را حال می‌کنید؟ )

برای بقیه سفرم یک برنامه هایی دارم : از یکشنبه تا چهارشنبه فرانکفورت پیش نگار خواهم بود و از چهارشنبه تا یکشنبه یا دوشنبه هفته بعد پیش مریم و مهیار. و برای بقیه روزها هیچ برنامه‌ای ندارم. هرچه پیش آید خوش آید.

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٤
تگ ها :