خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

آتشفشان بی عرضه لعنتی

 

هی دیشب بهم می‌گفت برو دوباره سایت فرودگاه رو چک کن پروازم کنسل نشده باشه هی کنسل نشده بود. این آتشفشان بی‌عرضه لعنتی هم بلد نیست کار کسی را راه بیاندازد. فقط بلد است مردم را معطل خودش کند.

نرفتم فرودگاه. همون دیشب باهاش خداحافظی کردم و اومدم خونه خودم. موقع خداحافظی هم گریه نکردم. وقتی هم برگشتم تو خونه و تنها شدم و هم گریه نکردم. انگار دیگه برامون عادی شدی با خوشحالی و خنده بریم فرودگاه نگاه کنیم به بالای پله‌برقی و وقتی دیدیمش براش دست تکون بدیم و ماچ بفرستیم. بعد که بارهاش رو تحویل گرفت محکم بغلش کنیم و ماچش کنیم. و یه مدتی به تقویم بی‌رحم نگاه نکنیم و بعد یه روزی خودمون با همین دست‌ها با همین پاهای خودمون ببریمش فرودگاه و یک تکه از دلمون رو سوار هواپیما کنیم و بفرستیم یه گوشه دنیا. حالا هر دفعه یک تکه دیگه از دلمون به یه گوشه دیگه از دنیا. دیگه گریه‌امون نمی‌گیره. فقط دلمون می‌گیره و برای جای خالیش آه کوتاه بی‌صدا می‌کشیم که کسی نگه داریم خودمون رو لوس می‌کنیم.

جای عموجونم خالیه.

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٩
تگ ها :