خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

آنتالیا 1

 

از آغاز سفر نزدیک به 24 ساعت گذشته و من الان توی اتاق هتل نشستم و سعی می‌کنم از خواب بی‌هوش نشم.

همان‌طور که لابد حدس می‌زنید پرواز ما تاخیر داشت. ناقابل 4 ساعت و نیم اونم برای یه پروازی که خودش کلا قرار بوده 3 ساعت طول بکشه. طبیعتا من سعی کردم از اینترنت معروف فرودگاه امام استفاده کنم که موفق نشدم به دلیل یک حواس‌پرتی ناقابل و عوض نکردن یک سری ستینگ تو اتصال وایرلس لپ‌تاپ. نمی‌دونم خبر دارین یا نه، پرواز مستقیم تهران آنتالیا دیگه وجود نداره. ما از تهران رفتیم قاضیان تپ حدود نیم ساعت آنجا هواپیما نشست روی زمین ما هم نشستیم روی صندلی‌هایمان بعد دوباره پرواز کردیم به سمت آنتالیا.

به جای ساعت 5 صبح ساعت 10 صبح رسیدیم هتل. همون اول کار یکی یک دستبند بنفش (بی‌مرام ها سبز نبستند به دستمون) بستند به دستمون که همه کارمندان هتل بدونن که ما پول همه‌چیز رو از قبل دادیم و قرار نیست از ما دیگه پول بگیرند. بعد هم که تا حالا هی رفتیم ناهار خوردیم رفتیم شنا کردیم برگشتیم و رفتیم شام خوردیم....

یکی از جالب‌ترین اتفاقات آشنا شدن با یک عدد آقای تاجیک بود. ایشان شدیدا از دیدن چند نفر ایرانی خوش‌حال بود. مدام از مزایای آقای احمدی‌نژاد و دین اسلام حرف می‌زد. در حالی‌که داشت کنار ما شنا می‌کرد و به‌نظرش اصلا هم اشکال نداشت که ما مایو تنمان بود.

تلاش در جهت برنزه شدن توسط همه مسافران هتل با شدت و حدت صورت می‌گیرد طوری‌که من الان از رنگ تنم کاملا شرمنده‌ام. یکی دو تا عکس گرفتیم که به‌نظر می‌رسه توی تنم لامپ فلورسنت روشن شده.

برای روزهای آینده علاوه‌بر کنسرت ابی، کنسرت بلک کتز و یه چندنفر دیگه رو برای فردا داریم برنامه رودخانه خروشان داریم و مهمانی و دیسکو توی کشتی و هم‌چنان بریم استخر بیایم ناهار بریم دریا بیایم شام و....

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢
تگ ها :