خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

تهران

 

خوب به‌صورتی کاملا باورنکردنی بدون تاخیر در پرواز برگشتیم. تا رسیدم خونه ساعت از ٣ صبح هم گذشته بود. ساعت ١١ صبح بیدار شدم و افتادم به بدو بدو دوباره. شب عروسی دعوتم. رفتم لباسم رو از خیاطی گرفتم الان هم دارم از خونه والدین گرامی می‌رم خونه جون خودم که چمدونم رو بذارم و وسایل عروسی رو بردام بعد برم آرایشگاه بعد هم برم کرج عروسی. کی می‌خواد فردا صبح بره سر کار؟

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۸
تگ ها :