خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

اين روزها ...آن روز ها ....

اين روزها شنيدن و خوندن بعضی ترانه ها و سرود ها عجيب ميچسبه

يار دبستانی من ....

همراه شو عزيز ....

ای ايران ای مرز پر گهر ....

سر اومد زمستون ....

...

ميدونين از چی ميترسم که چند سال ديگه ما هم مثل پدران و مادرانمان با دوباره شنيدن اين نوا ها حسرت بخوريم ، حسرت عزيزانی که از دست داده ايم ، حسرت آرمانهايی که مرده اند و تاسف خوردن برای حرکتی که به بيراهه رفت .
چه ميتوانيم بکنيم که اين بخش تلخ تاريخمان تکرار نشود ؟
من ميگم بايد سعی کنيم آگاهانه تر عمل کنيم و از فضای ارتباطی که ( تفاوت عمده اين روزها و آنروزهاست ) در دسترسمان هست خوب استفاده کنيم و تا آنجا که ميتوانيم همديگر را آگاه کنيم . مردم ايران از آغاز قرن بيستم يک چيز خواسته اند آزادی و قانون و تلخی قضيه اينجاست که هنوز هم همان را ميخواهيم . چه بايد کرد که اينبار هم به بيراهه نرويم ؟

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۳/٢۸
تگ ها :