خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

یک رگه غنی شده...

 

این در زدم اون در زدم. خواستم دان‌لودشون کنم لینک به‌درد بخور پیدا نکردم. به این رفیق سپردم به او رفیق سپردم. نه‌خیر پیداشون نکردم. بعد نود و بوقی ما خواستیم کمی ژست روشن‌فکرانه بگیریم و چهارتا فیلم به‌درد بخور نگاه کنیم، نشد. همین‌طور اتفاقی داشتم هارد لپ‌تاپم را زیر و رو می‌کردم که اگر چیزی به‌دردنخور مانده پاک کنم. (نگفته بودم؟ من وسواس دیلیت کردن فایل‌های اضافی دارم.) ناگهان برخوردم به یک رگه غنی شده از فیلم!!! که از اشتوتگارت تا تهران آورده بودم‌شان به عنوان سوغاتی خواهروشوهر خواهر برای خواهر. به لطف خدا خودم یک بار هم لیست را نگاه نکرده بودم!!! خلاصه که جای‌تان سبز چسبیده‌ام به فیلم دیدن، آن‌هم چه فیلم‌هایی. خلاصه که اگر خواستید برای کسی معنی "سال‌ها دل طلب جام‌جم از ما می‌کرد، آن‌چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد" را توضیح دهید این قصه را برایش تعریف کنید.

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٤
تگ ها :