خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

به موقعم

 

بودنم یک جور ملایمی شده. فکر کنم دست برداشته‌ام از ترس دیر شدن و غصه زود شدن. دارم حس می‌کنم که اتفاق‌ها درست به موقع می‌افتند. اگر گاهی اشکم درآمده از دیر شدن یا زود بودن چیزی، حالا می‌فهمم که هدیه آن اتفاق چیز دیگری بوده برایم. چیزی غیر از آنچه که برایش زود بوده یا دیر شده. چیزی که درست همان لحظه وقتش بوده. دارم سعی می‌کنم دریغ نخورم.

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱۳
تگ ها :