خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

من بی‌عرضه‌ام

 

سال‌ها خط قرمز پررنگ ذهن من بی‌عرضه بودن بود. هر کاری کردم تا زن بی‌عرضه‌ای نباشم. گاهی این هرکاری کردن‌ها پوستم را کند. از خودم برای خودم و دیگران تصویری ساختم که هرچه بود بی‌عرضه نبود. ولی هم‌چنان بدترین فحشی که ممکن بود از کسی بشنوم بی‌عرض بود. بدترین سرزنش‌هایی که خودم را می‌کردم با بی‌عرضه تمام می‌شد.

حالا اما گاهی چنان دلم می‌خواهد صادقانه اعتراف کنم: من نمی‌توانم. از پس این یکی برنمی‌آیم. گاهی حس می‌کنم خودم یه تنهایی نمی‌توانم تصمیم بگیرم. دلم می‌خواهد بخشی از کارهایم را بسپارم به کسی، با خیال راحت. به کسی که مطمئن باشم وقتی کاری را سپردم دستش انجام خواهد شد.

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٤
تگ ها :