خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

پیش از سفر 1

 

اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود فردا این موقع من در حال پرواز خواهم بود. و طبیعتا الان باید چمدان ببندم ولی نشسته ام پای کامپیوتر، از یک معتاد چه انتظاری می‌رود جز این؟ 

حال قبل از سفرم چطور است؟ من فهمیده‌ام که اغلب دوستان و آشنایانم یک تفاهم عجیبی با هم دارند. هرکسی شنیده که سفر می‌روم آرزو می‌کند که همان‌جا ماندگار شوم و همه آرزو می‌کنند عاشق بشوم آن‌جا! من نمی‌دانم همین‌جا برای عاشق شدن چه اشکالی دارد. از آن گذشته دوستان فراموش می‌کنند عاشق شدن من اصلا کافی نیست. شاخ شمشاد مورد نظر هم باید حالا عاشق نه، حداقل به من تمایل و علاقه‌ای پیدا کند. و باز دوستان فراموش کرده‌اند این‌که هی آرزو می‌کنند من برنگردم می‌تواند معانی خیلی بد و خطرناکی مثل شتافتن به دیار باقی و سقوط هواپیما و این‌ها هم داشته‌باشد. خلاصه کمی مهربان‌تر باشید. بگویید آرزو دارید من را دوباره ببینید. 

من بروم به امورات چمدان مورد نظر رسیدگی کنم.

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٩
تگ ها :