خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

آرايشگاه

چند روز پيش رفته بودم آرايشگاه . ( همان جايی که برای عروسی هم رفته بودم ) دختری مشغول ديدن عکس عروسهای آرايشگاه بود که رسيد به عکس من و گفت : واه ! واه ! چه عروس بيريختی .
من از شدت خنده نميدانستم چه کار کنم تا اينکه بعد از چند لحظه فهميد که آن عروس بيريخت منم . و شروع کرد به رفع و رجوع کردن حرفش ولی من در جوابش فقط ميتوانستم بخندم:يعنی منظورم اينه که تاجتون قشنگ نبوده ، چقدر لباستون شيک بوده من از اين رنگ کرم پودرتون خيلی خوشم مياد و......
توقع داشت من ناراحت بشوم ولی وقتی تونستم حرف بزنم گفتم : هرکسی سليقه ای داره . خوب تو خوشت نيومده اشکالی نداره .
ولی تا زمانی که من آنجا بودم سعی کرد آن يک جمله کذايی را جبران کند . راستش دلم براش سوخت فقط بدشانس بود که من حرفش رو شنيدم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٠
تگ ها :