خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

واشنگتن 7

 

امروز دیر از خواب بیدار شدم. دلم می خواست بروم پیاده روی اما هوا دارد بارانی می‌شود. شاید بمانم خانه و عکس‌ها را بگذارم توی فیسبوک.

دیروز کمی حرف زدم با پسرعمو و همسرش درباره کارهای خیریه‌ای که توی ایران انجام می‌شود. از پرورشگاهی که قبلا با بچه‌ها می‌رفتیم از بازارهای خیریه از محک و از کانون اصلاح و تربیت و دیه برای بچه‌هایی که روز تولد 18 سالگی‌شان خبر بد اعدام است برای‌شان. و بعد به این فکر کردم وقتی بیرون از ایران زندگی می‌کنی و دلت می‌خواهد برای ایران مفید باشی، مفید بودن فقط کار سیاسی نیست. می‌شود یک وقت‌هایی به این چیزها هم فکر کرد. هرکسی بالاخره یک یا چند نفر قابل اعتماد توی ایران می‌شناسد که بتواند پولی را در اختیارشان بگذارد برای خرج کردن در چنین کارهایی. این‌جا خیلی‌ها را می‌بینم که دل‌شان برای ایران نگران است و همه هم ذکر "کاری از دست ما برنمی‌آید" گرفته‌اند. به‌نظرم کافی است ذکرشان را به "چه کاری از دست ما برمی‌آید؟" تغییر دهند تا راه‌ها خودشان را نشان بدهند. 

هیچ‌کدام از ما برای از بین بردن مشکلات نمی‌توانیم کاری کنیم. هر کدام از ما می‌توانیم فقط به اندازه خودمان مفید باشیم. کاش همین‌قدر را دریغ نکنیم.

بروم شال و کلاه کنم کمی منطقه را شناسایی کنم. بعدش وقت برای عکس توی فیسبوک گذاشتن پیدا می‌شود.

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٤
تگ ها :