خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

واشنگتن دوباره یا واشنگتن 26+1

 

من باید امروز شروع کنم چمدان ببندم. اما نشسته‌ام به اینترنت بازی. از حالا 35 ساعت مانده تا پروازم.

دیروز توی پرواز اصلا خوابم نبرد. خلبان پرواز لوس‌آنجلس تا آتلانتا خیلی دست‌فرمانش بد بود هی می‌انداخت توی دست‌انداز. من اولش توی حال و هوای یونیورسال استودیو هی فکر می‌کردم شبیه‌سازی اتفاقات طبیعی است. بعد یادم می‌افتاد این یکی واقعی است. پایین را نگاه کردم اولش آب بود. می‌دانستم بیافتیم من زنده نمی‌مانم. شنا را هیچ‌وقت انقدری یاد نگرفتم که جانم را نجات بدهم. فقط آب بازی بلدم. اقیانوس هم یه کمی برای آب بازی بزرگ است. بعد کویر بود. یک کویری می‌گویم یک کویری می‌شنوید. این یکی هم از تشنگی و گشنگی می‌مردم حتما. این پروازهای داخلی غذا نمی‌دهند. بعد کوه بود، بعد جنگل، بعد شهر. خلاصه تمام آنچه که توی جغرافی یاد گرفته بودم را توی 5 ساعت پرواز دیدم. 

از صبح هم هی دارم به خودم می‌گویم بلند شو چمدانت را ببند. بعد هی تنبلی می‌کنم. تنم خیلی خسته است.

اما چیزی که امروز به‌اش فکر می‌کردم این بود. که این سفر برخلاف خیلی از سفرهایم به خوبی حال و هوایم را تازه کرده. الان کاملا آماده‌ام که برگردم به خانه‌ام. حالا باید بفهمم فرق این سفر با بقیه چه بود که انقدر بهتر از بقیه بود.

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٥
تگ ها :