خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

یادداشت‌های یک تازه‌معلم

 

معلمی شغل سختی است نه به تمام دلایلی که از قبل فکر می‌کردی. به این دلیل که باید سعی کنی یک وقتی باورت نشود. وقتی صدایت می‌کنند "استاد" باید حواست باشد که تو فقط در همین یک موضوع قرار است چیزی به‌اشان یاد بدهی باورت نشود که واقعا "استاد"ی. وقتی سعی می‌کنند رضایتت را به دست بیاورند باید یادت باشد که نمره و آینده شغلی و درآمد و...شان به نظر تو بستگی دارد، باورت نشود. برای اینکه معلمی فرصت خوبی می‌دهد به دست دیکتاتور کوچولوی درونت. باید حواست باشد که باورت نشود که حق داری دیکتاتور باشی. معلمی شغل سختی است چون متاسفانه در عمرت معلم بد و دوست‌نداشتنی بیشتر از معلم‌های خوب و دوست‌داشتنی داشته‌ای و در هر لحظه حس می‌کنی روح یکی از همان دوست‌نداشتنی‌ها ایستاده در چارچوب در و تو باید مراقب باشی که حلول نکند در کالبدت. معلمی شغل سختی است چون با این همه که می‌خواهی مراقب باشی باز گاهی باورت می‌شود. باز گاهی ارواح مورد نظر حلول می‌کنند در کالبدت با تمام اینکه سعی می‌کنی حواست باشد و مراقب باشی.

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۱
تگ ها :