خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

یاد بگیر

 

گاهی موقع حرف زدن جمله‌های خودم برای خودم انگار پررنگ می‌شود، انگار صدای زمینه قطع می‌شود. همه جا سکوت می‌شود و صدای خودم را می‌شنوم فقط.

داشتم می‌گفتم: "من عادت ندارم که...، من آدم...نیستم." مهم نیست آن نقطه‌چین‌ها با چه چیزی پر بشوند. انگار یخ زدم. همین که می‌گویم من آدم...نیستم. غیر از این است که امکان این را که روزی بخواهم بشوم هم از بین می‌برم؟ یک روزی یک دوستی گفت: "آشپزی بلد نیستم." گفتم: "هیچ کس بلد نیست. همه یاد می‌گیرند." یک روزی هم که خیلی کوچک بودم به مادرم گفتم: "نمی‌توانم جلوی گریه کردنم را بگیرم." مادرم گفت: "وقتی به دنیا آمدی جلوی جیشت را هم نمی‌توانستی بگیری ولی یاد گرفتی که بتوانی."

حالا گمانم می‌خواهم شروع کنم که یاد بگیرم که بتوانم.

 

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤
تگ ها :