خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

از تنفر و قهر و شرمندگی

 

آن‌چنان از مقنعه و مانتویی که مجبورم سر کار تنم کنم متنفرم، که وقتی به تن دارمشان انگار با خودم قهرم. از چیزی شرمنده و خجالت زده‌ام. مثل زنی که از همسرش کتک خورده و شرمنده است. می‌داند آن‌کس که این شرایط را به او تحمیل کرده باید از خودش و رفتارش شرمنده باشد، اما آن زن در اعماق وجودش شرمنده است. شرمنده از این‌که به چنین تحقیری تن داده و شورش نکرده و خودش را از آن شرایط نجات نداده.

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٢
تگ ها :