خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

خانه ای که دوباره دوست داشتنی شد .

چند روزي بود كه احساس ميكردم از خونمون خسته شدم و دوست دارم كه خونه رو عوض كنيم ولي چون به تازگي قرارداد اجاره رو تمديد كرده بوديم بايد تاخرداد سال آينده صبر ميكردم
با يكي از دوستانم كه معماري خونده مشورت كردم . اون پيشنهاد كرد كه دكوراسيون خونه رو عوض كنم تا كمي تنوع باشه ولي هرچه با هم فكر كرديم روش بهتري براي چيدن وسايل خونه پيدا نكرديم .
قضيه رو داشتم فراموش ميكردم تا اينكه اين هفته به بهانه اينكه چندتا از دوستانم بعد از مدتها قرار بود بيايند پيش ما تصميم گرفتم خونه رو تميز كنم :تمام خونه رو گردگيري كردم ، كتابهايي كه در تمام خونه پخش شده بود رو توي كتابخانه جابجا كردم ، خونه رو جارو زدم ، پويا هم تمام ظرفهاي كثيفي كه جمع شده بود رو شست ، گاز را هم پس از سالها كه تبديل شده بود
به مجموعه اي از تمام غذا هايي كه اين مدت خورده بوديم تميز كردم و در نهايت كف آشپزخونه رو هم شستم .
وقتي همه كارها تمام شد حس كردم دوباره مثل قبل خونه رو دوست دارم . مسئله خيلي ساده بود خونه كثيف و بهم ريخته شده بود .
حالا من هي به دوستام ميگم زودبه زود بياييد خونه ما گوش نميدن .


پ . ن . : راستی ميشه اونايی که ناچار ميشن از ايران برن خونه شون دوباره دوست داشتنی بشه ؟ شايد يه کم گردگيری احتياج داشته باشه .


  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٤
تگ ها :