خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

یادداشت‌های یک اتوبوس‌سوار 11

آخرش باید بفهمم این خانوم‌ها و آقایان دماغ‌چسب‌زده که ایستگاه خبرنگاران پیاده یا سوار می‌شوند پیش کدام جراح زیبایی می‌روند. خانوم موطلایی دماغ‌چسب‌زده با من ایستگاه میرداماد سوار اتوبوس شد. سه دختر گمانم دانشجوی سال اول و دوم تکیه داده بودند به پنجره روبروی در ورودی. کنارشان ایستادم. یکی دماغ کوچکی داشت، یکی دماغ متوسط و یکی دماغ بزرگ. دماغ متوسط داشت می‌گفت:

"هردوتون خرین."

دماغ‌بزرگ: "قبول من خر، اما این (اشاره به دماغ کوچک) از من خرتره."

"راست می‌گی."

دماغ متوسط رو کرد به دماغ کوچک: "بذار منطقی باهات صحبت کنم، تو صورتت گرده و اینجای دماغت، (اشاره به سوراخ بینی دماغ‌کوچک) درست وسط صورتته. عمل بکنی همین یه ذره دماغت رو کوچیک‌تر می‌کنن، قیافه‌ات می‌شه عین در قابلمه، دماغت هم دستگیره وسط در قابلمه!"

هر سه باهم منفجر شدند از خنده و من سعی کردم جایی بین جمعیت گم بشوم. 

خنده‌ام که آرام گرفت دوست داشتم بروم به هردویشان بگویم. فقط بدانید درد دارد و دردسر و زحمت. مثل فوتوشاپ نیست. این را بدانید و بعد تصمیم بگیرید.

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٥
تگ ها :