خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

زنانی که با گرگ‌ها می‌دوند

اولین باری که کتاب را خواندم هم وقتی رسیدم به فصل آخر احساس می‌کردم موسیقی حماسی در فضای اطرافم پخش می‌شود. بعد از سه بار هم هنوز همان موسیقی پخش می‌شد.

همین دوشنبه گذشته کتاب را بعد از چهار ماه با همراهی پنج زن دوست داشتنی یک بار دیگر خواندم. این جلسات کتاب‌خوانی برای من رویای به حقیقت پیوسته بود. گرچه جلسات بخش زیادی از زمان آزاد آخر هفته‌هایم را هم علاوه بر زمان برگزاری جلسه به خودش اختصاص می‌دهد، اما برگزاری جلسات به شدت برایم راضی کننده است.

دوشنبه وقتی جلسه تمام شد و دوستانم از خانه رفتند، پر بودم از احساسات متناقض. می‌دانستم دلم برای جلسات و دوستانم تنگ خواهد شد. و هم‌زمان از به سرانجام رساندن یک کار دوست داشتنی پر از لذت بودم. 

 

پ.ن. : اگر دوست دارید همراه من و دوستانم باشید برای خواندن کتاب "زنانی که با گرگ‌ها می‌دوند." به من ایمیل بزنید. لازم به ذکر است که جلسات مخصوص خانم‌ها است

sanaz.k.samiei@gmail.com

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٥:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢٤
تگ ها :