خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

بارون رو دوست دارم هنوز

صبح از کوچه صدای حرکت لاستیک ماشین روی خیابون خیس شنیدم. تندی دویدم پشت پنجره به شوق باران. خبری از باران نبود. همسایه سر صبحی باغچه آب داده بود و حیاط شسته بود توی این کم‌آبی. 

دلم باران و هوای ملایم ابری می‌خواهد.

هنوز هم هیچ چیز مثل باران من را به شوق نمی‌آورد. 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٤
تگ ها :