خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

باران و مادرانگی و دخترانگی

یکی از لذت‌های زندگی برای من، گوش دادن به صدای باران است. مثلا توی یک کوچه خلوت و ساکت قدم بزنی و به صدای دانه‌های باران که می‌خورد به چتر گوش بدهی. یا ضبط صوت ماشین را خاموش کنی و...یا مثل دیشب با صدای باران بخوابی و تا صبح دو سه باری با صدای تگرگ از خواب بیدار بشوی. و صبح زودتر از همیشه سرحال از خواب بلند بشوی و به خودت بگویی چه خوب که مامی روزی می‌رسد تهران که هوا تمیز است. به خودم یادآوری می‌کنم که با ماشین بروم شرکت که بعدازظهر بروم فرودگاه دنبالش. ساک خرید چرخدار هم بردارم که قبل از رفتن به فرودگاه خرید کنم هم برای خانه خودم و هم برای مامی. 

گاهی هم مادری کردن برای مامی لذت دارد. گمانم وقتی به انتخاب خودم باشد. و برای ابراز محبت. نه وقت‌هایی که اجبار و وظیفه است.

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢٠
تگ ها :