خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

آرزویی...

وسط گفتگوهای روزمره بودیم که شیدا گفت:

"هر کی یه آرزوش رو بگه" 

"حالا حتما باید بلند بگیم؟"

"حالا اونی که می‌تونی بلند توی جمع بگی رو بگو."

" آخه هیچ کدوم رو نمی‌شه بلند گفت."


" راضی‌ام ازت."

و خنده حضار!

اما ذهن من گیر کرد روی همان سوال. "یک" آرزو طوری که بشود بلند و بی‌شرم در جمع دوستانه بیانش کرد. پرم از آرزوهای ریز و کوچک و روزمره برای خودم. حتی آرزو هم نه، برنامه سال‌های آینده زندگی‌ام. اما حس نمی‌کنم برای رسیدن به هیچ‌کدامشان لازم باشد آرزو کنم. شاید فقط برای دیگری آرزوهایی داشته باشم.

نمی‌دانم خوب است یا بد، فعلا همین است.

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٢٢
تگ ها :