خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

ماشین زمان

دخترک داشت می‌گفت کاش ماشین زمان وجود داشت و می‌رفتم خود نوجوانم را بغل می‌کردم و توی گوشش می‌گفتم آینده بهتری پیش روست. 

بعد دیدم ماشین زمان واقعا وجود دارد. من به وجودش باور دارم. من مطمئنم تمام ده، یازده سال گذشته چیزی از جنس این روزها. چیزی شبیه خودم در امروز جلوی چشمم بوده. باور داشتم به بودنش. و این باور همیشه در تلخ‌ترین روزهای افسردگی و تنهایی مرا در آغوش گرفته بود. اگر نبود این آغوش، منطقا من نمی‌بایست اصلا دوام می‌آوردم. من اصلا نباید الان وجود می‌داشتم. 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٧/٢۸
تگ ها :