خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

به خاطر همه آن فضاهای خالی که جرات نمی‌کنیم بهشان اشاره کنیم

گمانم همه ما دست کم در بچگی یک بار شنیده‌ایم "حسود نباش." یا "حسودی نکن." اما بعید است که چطوری‌اش را هم یادمان داده باشند. واقعیتش این است که من فکر نمی‌کنم کسی با خودش بنشیند و فکر کند که: خوب مقداری حسودی کنم! شاید آدم‌هایی باشند که بر اساس حسادتشان رفتار کنند و حتی نقشه بکشند. اما خود حسادت معمولا خود به خود رخ می‌دهد. عمد و تصمیم ما تاثیر خاصی در به وجود آمدن این حس ندارد. به همین دلیل هم فکر می‌کنم شدنی نیست که تصمیم بگیریم حسود نباشیم. حسادت هست. 

بعضی‌ها، که من هم جز همین بعضی‍ها هستم، فکر می‌کنند حسادت مثل یک فلش اشاره دارد به یک جای خالی، به چیزی که خودمان را مستحقش می‌دانیم و نداریم، چیزی که اتفاقا خیلی هم مهم است و شاید فراموشش کرده‌ایم و شاید خواستنش را سرکوب کرده باشیم. می‌شود همین حسادت را هم مثل آن نیاز سرکوب کرد تا بار بعد قدرتمندتر سرش را بالا بگیرد و می‌شود به این حس حسادت توجه کرد و به آن فضای خالی، به آن نداشته نگاه کرد و فکر کرد کجای راه را اشتباه آمدم که این جای خالی این طور آزارم می‌دهد؟ حالا چه کار می‌توانم بکنم؟

به گمان من نمی‌شود حسود نبود و حسادت نکرد، اما می‌شود به حسادت بی‌توجه نبود. می‌شود بر اساس حسادت در مواجهه با دیگران واکنشی نداشت و کاری نکرد به شرطی که برای خودمان کاری بکنیم.

 

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٦
تگ ها :