خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

اندر حکايت سربازی همسر و مجرد شدن دوباره من !

خوب بالاخره پويا هم سرباز وطن شد و من دوباره مجرد شدم . پويا امروز ساعت 2:45 بعد از ظهر به سمت شيراز حركت ميكند . من هم از همين امروز به چندين و چند نفر قول داده ام كه تنها نمانم و بروم پيششان ولي خودم ميدانم كه به خيلي از قولهايم عمل نخواهم كرد . راستش من مدتهاست كه به دنبال تنهايي هستم . من هرگز در زندگي ام كاملا تنها زندگي نكرده ام و فكر ميكنم اين تجربه براي هركسي لازم است . خلاصه اينكه حتي پيش مادر و پدر هم كمتر از آنچه كه آنها فكر ميكنند خواهم رفت .
ولي اين دليل نميشود كه من با دوستانم برنامه نگذارم . مثلا امروز با مرجان ، فردا با نسترن و پس فردا با ليلا قرار گذاشته ام كه با هم باشيم . برای شروع خوبه ؟

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٦/٤
تگ ها :