خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

نامه‌های زندان

از عشق

و از اميد

نامه‌های زندان (1367 – 1361)

نوشابه اميری


نوشابه اميری در يكی از يادداشت‌های پايانی كتاب می‌نويسد :

اگر بگويم روزهای قطع ملاقات وحشتناك بود، محكی برای تشخيص وحشتناكی به دست نداده‌ام ، جز آنكه ندانی نفسی كه فرو می‌دهي، كی بيرون می شود تا ممد حيات باشد. و آن تابستان وحشتناك تر از هميشه بود. آن سال، سال عمليات مرصاد بود. پيش از قطع شدن ملاقات‌ها در ديدار با يكی از مسئولين زندان، قصه‌ی بارها گفته‌ام را بازهم گفتم. او فقط نگاهم كرد و به نظرم رسيد آنچه می‌گويم به گوش او نمی‌رسد و فكر كردم آنچه به گوشش می‌رسد، شنيده نمی‌شود. يا آنچه شنيده می‌شود، درك نمی‌شود و ...

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٦/۱٢
تگ ها :