خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

رفتن

چای تلخ از تلخی رفتن يک دوست مينويسه
و من با خوندنش ياد اين افتادم که کمتر از دو ماه ديگه بهترين دوست من هم از ايران ميره . اين چند وقت مدام خودمو ميزدم به کوچه علی چپ . با خودم ميگفتم تا هست از بودنش استفاده کن . وقتی رفت فرصت داری برای نبودنش غصه بخوری . ولی گاهی ديگه نميشه .
تقريبا هر روز کسی از نزديکان آدم از ايران ميرود من حس ميکنم اگر همينطور پيش برود تا ۳،۲ سال ديگه هيچ ددوستی برام ( توی ايران ) باقی نميمونه . راستی من که هنوز تصميم نگرفتم از ايران برم عجيبم ؟ يا شايد هم خنگم .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٦/٢٢
تگ ها :