خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

داريم بيدار ميشويم .

دوست خوبم rahta در پيامهاي يادداشت ديروز نوشته : ديروز يك ساعتي توي يكي از رومهاي پالتاك بودم . جلسه اي بود در مورد قضيه خانم افسانه نوروزي. اسم روم هم به نام ايشون بود . حرفهاي خوبي زده شد . حتي يكي از شركت كنندگان در جلسه كه ساكن امريكاست قرار شد به سازمان ملل تلفن كنه . راستش چيزي كه براي من جالبه و با ارزش اينه كه يك عده نا اميدانه تلاش ميكنند . با امضا جمع كردن و بيانيه نوشتن و جلسه و هر كار ديگه اي كه ميشه كرد . اين روحيه اگه هميشه باشه و روز بروز تقويت بشه خيلي با ارزشه خيلي . توي شرايطي كه نميدونم شايد با دستوري چيزي روزنامه هم خيلي چيزي نمينويسند ، كار ديگه اي از دست كسي بر نمياد . توكل به خدا ميكنيم .
من هم در پاسخش نوشتم :من هم واقعا از اين روحيه لذت ميبرم . شايد اين شروع خوبی باشه . برای کارهای ديگری از اين دست . وجود اين روحيه خودش پيروزی بزرگی است در اين شرايط که آدم فکر ميکند همه در ايران با قرص واليوم خوابيده اند . ولی انگار داريم بيدار ميشويم .


دلم نيامد اينجا ننويسم . ميدانم در هر گوشه از زمين ما و در هر لحظه حقي پايمال ميشود و در كشور ما شايد از خيلي جاها بيشتر . ولي اين دليل نميشود كه شروع نكرد . اين از فوايد آگاهي است . اين حركت يك آغاز است . من دارم اميدوار ميشوم . خيلي خوش خيالم ؟ خوب مگر اشكالي دارد ؟

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱٤
تگ ها :