خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

بسياری از عزيزان من در خارج از کشور زندگی ميکنند . (همانند اکثريت مردم ايران ) . از وقتی هم که با اينترنت سرو کار دارم . دوستانی پيدا کرده ام که در خارج از ايران زندگی ميکنند . از همه آنها خيلی چيز ها ياد گرفته ام . چيزهايی که زندگی در فضايی باز تر و فرهنگی متفاوت به آنها آموخته است . به نظر من اين حق کاملا طبيعی هر انسانی است که تصميم بگيرد در کجای دنيا زندگی کند . انگيزه يک انسان برای مهاجرت در مرحله بعدی اهميت پيدا ميکند . آزادی سياسی ، تحصيل ، استفاده از امکانات بهتر برای زندگی ، فرار از فرهنگ دست و پاگير ايران و يا هر چيز ديگر . اين برای من مهم نيست . هر کس حق دارد هرجا که بخواهد زندگی کند . دنيا متعلق به همه انسانهاست . اما توقع دارم . اين عزيزان من هم همين حق متقابل را برای من قائل باشند . بله من صادقانه و با صدای بلند اعلام ميکنم که برای زندگی کردن در اين کشور ، من بايد به چيزهايی تن بدهم که شايد به نظر خيلی ها خيانت باشد . من هر روز با حجاب کامل اسلامی از خانه ام خارج ميشوم . در شرکتی کار ميکنم ، که به نوعی دستمزدم را از بانک مرکزی جمهوری اسلامی پرداخت ميکند . من برای زنده ماندن در اين کشور ناچارم به کارهايی که تو دوست من در آنسوی اين مرزها تصورش را هم شايد نتوانی به ذهنت راه بدهی . من به انتخاب تو احترام ميگذارم ، تو هم به شعور من احترام بگذار . در اين دوره ای که برای هم سن و سال های من و با سطح تحصيلات من رفتن از ايران ، کار معمولی است ، ماندن در ايران يک انتخاب است . يک انتخاب که شايد من با کمال خريت انجامش داده ام . انکار هم نميکنم که شايد روزی پشيمان شوم . ولی اين به خودم مربوط است . عزيز من تو شايد سالهاست که از اين کشور دور بوده ای . اين احتمال را بده که چيزی در اين کشور عوض شده . و لطفا کمی احتمال بده ما که در اينجاييم هم چيزی ميفهميم . برای من نسخه نپيچ که از فردا بدون روسری بيايم سرکار . عزيز من از آنجا که تو هستی تندترين شعارها را درباره اين حکومت دادن هيچ شجاعتی نميخواهد . ولی در اينجايی که من هستم . وبلاگ نوشتن هم ميتواند خطرناک باشد .
شايد من هم روزی به اين نتيجه برسم که مثل خيلی های ديگر از اين کشور بروم . ولی اميدوارم فراموش نکنم که در ايران هم آدمهايی هستند که ميفهمند و چون از من به ايران نزديکترند ، آنها هستند که بايد تشخيص بدهند ، چه کاری بکنند . اگر هم نظری دارم پيشنهاد بدهم . نه آنکه هر که را اينچنين عمل نميکند ، خائن بدانم .

دوستان عزيزم که در ايران نيستند ، خودشان ميدانند که روی سخن من با چه کسانی است . چون خودشان ميدانند که چه ديدی نسبت به ما که در ايرانيم دارند . بنابراين از هيچکس عذر خواهی نميکنم . اگر من را خر فرض نميکنی ، اگر تلاشهای من را بچه بازی نميدانی ، اگر کار کردن در ايران را خيانت نميدانی ، خودت خوب ميفهمی که با تو نيستم اگر هم نه که بايد بدانی شديدا آزارم داده ای .

اول صبحی با خواندن اين و ديدن اين يکی و با ديدن بعضی برنامه های ماهواره ای و خيلی حرفهای قديمی تر به هم ريختم . اين شد که اين شد .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٩/۱٩
تگ ها :