خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

شرکت کردن يا نکردن ، آيا مسئله اين است ؟

من هم مثل اکثر مردم ايران ، مدتهاست به اين فکر ميکنم که آيا در انتخابات مجلس شرکت کنم يا نه ؟ البته هنوز هم تصميم قطعی نگرفته ام . اما در جريان اين تصميم گيری گاهی به حرفهای پر مغزی برخورده ام که دوست دارم شما را هم در آنها شريک کنم .
دوستی دارم . که بعد از گرفتن مدرک ليسانس مخابرات ، حالا تحصيلاتش را در رشته جامعه شناسی ادامه ميدهد . چندی پيش خبرم کرد که يکی از اساتيدشان کلاسهايی در دانشکده تشکيل ميدهد که شرکت در آنها آزاد است . با شنيدن نام استاد شک نکردم . چند جلسه ای است که در کلاس اين استاد شرکت ميکنم . وسعت مطالعات و عمق تحقيقات اين جامعه شناس ايرانی اغلب شگفت زده ام ميکند . و باعث ميشود که حرفهايش را جدی بگيرم . اول بار که حرفش مرا به فکر فرو برد ، گفته بود که شرايط سالهای آينده ايران را مشابه بعد از ۲۸ مرداد ۳۲ پيش بينی ميکند . لرزيدم : خدا برايمان نخواهد ۵۰ سال عقبگرد را . بازگشتن به دوران رونق اقتصادی و خفقان سياسی ..... چندجلسه بعد کسی از استاد درباره شرکت در انتخابات پرسيد ، پاسخش برايم بسيار جالب بود . حرف او حرف مجری فحاش برنامه های ماهواره ای لوس آنجلسی نبود که نشنيده بگيرمش . استاد ميگفت : اشتباه است که احساس را به کار سياسی بکشانيم . شرکت کردن يا شرکت نکردن در انتخابات هر دو استراتژی ميخواهد . به خاطر بافت قومی بسياری از استانهای ايران ، در انتخابات مجلس هميشه بيش از ۵۰ درصد مردم در اين انتخابات شرکت خواهند کرد . مثلا در فلان شهر ( که شهر بزرگ و به نسبت پر جمعيتی هم هست ) اگر يکی از کانديدا ها مثلا عرب باشد و ديگری مثلا فارس . همه اعراب برای آنکه نماينده شهر عرب باشد ، در انتخابات شرکت خواهند کرد و به نماينده عرب رای خواهند داد . همه فارس ها هم به خاطر آنکه نماينده شهر فارس باشد ، به همين ترتيب عمل خواهند کرد . شاهدش هم اينکه در انتخابات شورا ها حدود ۷۰ درصد مردم شهر زاهدان در انتخابات شرکت کرده بودند . البته استاد پيشنهادهايی هم داشت که اگر انسجامی بين مردم بود ميشد اجرايشان کرد .( مثلا همه در انتخابات شرکت کنند ، ولی در برگه های رای خود بنويسند : رفراندوم . و چون بافت حکومت يکدست نيست ، همه دنيا با خبر خواهند شد . که در انتخابات مجلس در ايران ۳۰ ميليون رای باطله وجود دارد . ) البته خود استاد هم معتقد بود . بدون انسجام نميتوان چنين حرکتهايی را با موفقيت انجام داد .

من معتقدم که بهنود به دليل تسلطی که به تاريخ ، به ويژه تاريخ معاصر ايران دارد ، و اينکه هنوز مدت زيادی نيست که از ايران رفته و به خيل دور گود نشينان نپيوسته . نظرات قابل تاملی دارد . من حرفهای او را جدی ميگيرم . امروز به عادت هر روز به سايت مسعود بهنود سر زدم . ديدم نوشته ای دارد درباره انتخابات . او هم با استناد به آمار اشاره کرده به حضور مردم در انتخابات مجلس :آمار به ما سخن های دقيق و علمی می گويد. در انتخابات مجلس اول که در اوج روزهای شور انقلابی برگزارشد، نه نظارت شورای نگهبان وجود داشت، نه صحنه در انحصار يک گروه بود بلکه کسانی از نحله های مختلف فکری – البته از ميان آن ها که قانون اساسی جمهوری اسلامی را پذيرفته بودند – نامزد شده بودند از 20 ميليون نفر واجد شرايط رای دادن بيش از ده ميليون، يعنی حدود 52 در صد شرکت کردند، ........... در رای گيری برای مجلس پنجم تعداد شرکت کننده ها به نزديک 25 ميليون نفر رسيد که حدود 71 در صد مردم واجد شرايط رای بودند که نسبتی فوق العاده از مشارکت عمومی را نشان می داد که در بسياری از کشورهای جهان يگانه است، ولی در مجلس ششم از 38 ميليون واجد شرايط حدود 26 ميليون نفر شرکت کردند که بيش از 67 در صد بودند و يادتان باشد اين همان مجلسی بود که بعد از انتخابات دوم خرداد شکل می گرفت و فضا چنان بود که تصور می رفت با به دست آوردن اکثريت کرسی ها ديگر اصلاحات غمی نخواهد داشت وقتی دولت را هم در دست دارد و موج های شادمانی همه کشور را در بر گرفته بود. مردم می خواستند رو بعضی را کم کنند و می خواستند نارضايتی خود را نشان همگان دهند، مهم نيست که توانستيم يا نه مقصود همين بود . آرزوها و دلخوشی ها انگيزه ساخته بود، بسياری برای نخستين بار در انتخابات شرکت کردند با اين همه درصد به انتخابات مجلس پنجم نرسيد، اين علامت مهمی است که نبايد از يادها برود و در تحليل ها از نظر دور بماند....
من پيشنهاد ميکنم اگر به شرکت کردن يا نکردن در انتخابات فکر ميکنيد اين نوشته را بخوانيد .
ولی به نظر من هنوز تصميم گرفتن زود است . من صبح روز انتخابات تصميم نهايی ام را خواهم گرفت .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/۳
تگ ها :