خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

حالا دارم بيچاره اسفنديار را ميخوانم . نوشته مرحوم سعيدی سيرجانی .
يک ديد امروزی به داستانهای شاهنامه .
دارم فکر ميکنم سعيد امامی موقع خواندن اين نوشته ها چقدر عصبانی ميشده . حالا قاتل و مقتول هر دو مرده اند ولی اين سعيدی سيرجانی است که در کتابش هنوز زنده است و تا زمانی که حتی يک خواننده داشته باشد زنده است .
مرگ واقعيتی است که اگر به آن فکر کنيم جور ديگری زندگی ميکنيم . من روزی خواهم مرد و چه بخواهم و چه نخواهم هر آنچه را که امروز براي به دست آوردنش ميکوشم را از دست ميدهم . مثلا قدرت ، نمايندگی مجلس و....

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٢۳
تگ ها :