خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

سکوت

کاوه و عسل هم رفتند .
ديشب رفتيم دربند تا آخرين برنامه کوهنوردی رو در کنارشون اجرا کنيم . يک دفتر هم آورده بودند که همه براشون يادگاری بنويسند .
من هم برای کاوه نوشتم ، کاوه سکوته . ( توی کوه هر وقت کسی آواز نمی خوند ، کاوه ميگفت سکوته ) ولی ننوشتم که با رفتن روز به روز دوستها ديگه بدجوری سکوته ، سکوتی که ديگه با يه آواز دست جمعی به راحتی شکسته نميشه ، چون ديگه کسی نمونده که بشه باهاش آواز خوند . کسانی که موندن هم ديگه حال آواز خوندن ندارن .
بدجوری سکوته !

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/٥
تگ ها :