خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

ديروز رفتيم ديدن بچه ها ( براتون گفتم از بچه ها ؟ بچه هاي يك پرورشگاه توي محله ياخچي آباد ) طبق معمول از سر و كولمون بالا رفتند و چند تا مشت و... هم تقديممون كردن . در ضمن اين فسقلي ها به شدت با حجاب مخالفن ، هميشه اولين كارشون اينه كه روسري رو از سر خانمها ميكشن ، ‌بعد هم از هر جاي لباس آدم كه بتونن آويزون ميشن . خلاصه اينكه كاري ميكنن كه به هيچ چيز ديگه به جز بچه ها نتوني فكر كني .
اينبار فهميدم كه دارم سنگدل ميشم . دفعات قبل هر بار كه ميديدمشون بايد با خودم مبارزه ميكردم كه گريه نكنم ، ولي حالا ديگه ميتونم راحت با بچه ها بازي كنم ، سر به سرشون بذارم و باهاشون بخندم .


ميدونين كه بهزيستي براي 40 تا بچه زير سن دبستان در سال به پرورشگاه 3 ميليون تومن پول ميده ؟ كه همه اين پول تقريبا قبل از شروع تابستان تمام ميشود و بقيه سال تمام هزينه ها از كمكهاي مردمي تامين ميشود . و اين در حاليه كه پرورشگاه در محله اي قرار گرفته كه توانايي مالي مردم اطراف حتي براي تامين زندگي خودشون هم كافي نيست . و مردم محله هاي ديگر هم براي كمك اول به كهريزك كمك ميكنند بعد هم به شيرخوارگاه آمنه . باور كنيد كه جاهايي توي اين شهر هست كه مسوولين پرورشگاه نميتونن براي بچه ها ميوه بخرن . اگه اين بار خواستين به جايي كمك كنين يه كم به خودتون زحمت بدين و دنبال جاهايي بگردين كه واقعا نياز دارن .

راستی ميدونين که مهمترين نياز بچه های بی سرپرست محبته و بعد که بزرگتر بشن مهمترين نيازشون آموزش ، به طوريکه بتونن بعد از ۱۸ سالگی زندگيشون رو تامين کنن . چون بهزيستی مسووليتی در قبال بچه های بالا ۱۸ سال قبول نميکنه . بنابراين پول دادن به يک پرورشگاه ساده ترين کمکه ، بهترين کمک نيست .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/۱۱
تگ ها :