خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

هميشه سعی کرده ام آدمها را به ويژه آنانکه که دوستشان دارم را در تنگنا انتخاب قرار ندهم . ولی گاهی پيش می آيد . و در اين مواقع هيچ کار از دستم بر نمی آيد . چندی بود که دوستی بايد در يک موقعيت کاری بين همکاری با من و آشنايی ديگر ، يک نفر را انتخاب ميکرد . من خودم ميدانم که دوست تر داشت که درکنار يکديگر باشيم ، اما آن ديگری زودتر از من پيشنهاد داده بود و قولی ضمنی گرفته بود . من فکر ميکردم انتخاب صورت گرفته ، اما ديشب ديدم که .... هيچ کمکی نميتوانستم بکنم ، فقط از ترس زيادی بزرگوار شدن سعی کردم هيچ نگويم . خصوصا اينکه دوست مشترک ديگری هم همکاری اش را با من شروع کرده بود . و زيادی بزرگواری کردن من به ضرر او هم تمام ميشد .
نتيجه اينکه در نهايت اخلاق کاری پيروز شد و آن ديگری انتخاب شد . ولی بدی قضيه اين است که تمام دوستان مشترک در تنگنا انتخاب قرار ميگيرند . و من در تنگنا ترجيح دادن دوستی ها يا کار .
لعنت بر اين پول مزخرف که شديدا نيازمندش هستم و شديدا مشکل زا است . ( پول حاصل از اين کار را برای راه اندازی کتابفروشی لازم دارم . )

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱/٢٥
تگ ها :