خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

من به يک ماه مرخصی احتياج دارم : مرخصی از کار ، از خانه داری ، از اسباب کشی ، از کارهای جانبی ، از کلاسهای متفرقه ، از زلزله ، از ...................

باز هم چند تا کار با هم در اوجشان بر سرم هوار شده اند . چند تا مشکل در قرار داد خانه و يک همکار دلسوز که سعی دارد من را راهنمايی کند تا چه کنم که رئيسم بهتر بفمد که من چقدر کار ميکنم و هرچه که من ميگويم رئيس کيلويی چند ؟ باز حرفهای خودش را ميزند . خانه ای با وسايلی نيمی بسته بندی شده و نيمه رها شده و کاملا به هم ريخته و تمرينات کلاسهای مختلف که همه با هم دست به يکی کرده اند و فشار کارشان را گذاشته اند برای اين يکی دو هفته . يک جمع از دوستان که پيش بينی زلزله در ۱۰ روز آينده را جدی گرفته اند و مدام میپرسند ، چه کار کنيم ؟ شما چه کار ميکنيد و.............و يک ساناز پر توقع مزخرف که ميخواهد همه کارها را به خوبی و همه با هم انجام دهد .

من مرخصی ميخواهم فقط نميدانم برگه درخواست مرخصی ام را بايد به چه کسی بدهم تا امضا کند .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۳/۱٩
تگ ها :