خجسته

در این وبلاگ کامنت بی‌ربط و کامنت بی‌نام حذف خواهد شد

 

امروز سر کار اصلا حالم خوش نبود . راستش از کارم به شدت خسته شده ام و به وضوح دودره بازی در مياورم  . طبيعی است که رئيسم تحمل نميکند . گاهی اعتراض ميکند گاهی تهديد ميکند که از کارانه ام کم خواهد کرد . و برای من تمام اين حرفها به شدت مسخره است . از کارمندی دلزده شده ام . از اينکه کسی که ايراد های جدی به روشهايش دارم رئيسم باشد متنفرم . از فضای مبتنی بر خودشيرينی حاکم بر شرکت حالم به هم ميخورد . و از اينکه خودم هم بخشی از اين سيستم بيمار هستم چندشم ميشود .

حالا که آمده ام خانه دارم سعی ميکنم کمی به خودم رسيدگی کنم . يک حمام داغ گرفتم . داشتم آجيل ميخوردم که پويا يک شيشه دلستر برايم آورد . عود هم روشن کرده ام . همه اينها خوب است ولی اصلا کافی نيست . من از اين شرايط خسته ام و نياز به يک تغيير دارم . شايد لازم باشد اين تغيير را در خودم ايجاد کنم .

هفته آينده ميخواهم به يک کلاسی بروم به نام بنيان . ۳ روز پشت سر هم و تمام وقت بعد هم ۴ جلسه ۲ ساعته تکميلی که هفته ای يکبار برگذار ميشوند . ميدانم اين کلاس بر پايه علم آنتولوژی کار ميکند و به شناخت انسان از خودش کمک ميکند . راستش خيلی به اين کلاس اميدوار شده ام .

  
نویسنده : ساناز ; ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٦/۳۱
تگ ها :